پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
مدرسه عشق
  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
امام خمینی(ره) و نهضت احیا دینی
بازسازی و احیا تفكر دینی , یكی از مقوله هایی است كه از گذشته های دور , مورد توجه احیاگران دینی بوده و هست . این مقوله از حیث غایتی كه دنبال می كند , امری شریف و ستودنی است چرا كه در پی صیانت دین و دینداری در بین خداپرستان است , یعنی از آنجا كه بازسازی اندیشه دینی , به كالبد شكافی دین از حیث موانع و چالش های رشد و بالندگی آن مربوط می شود و در واقع فرایند احیای دین و تفكر دینی را در برهه ای كه دین دچار آسیب ها و تحریف هایی در عرصه نظری و عملی می گردد , به عهده دارد , مورد توجه شرع بوده و امری ضروری است .

با یك نگاه تاریخ گرایانه به ماوقع , در می یابیم كه تاریخ , معرف افراد بزرگی است كه در برهه های مختلف به احیای تفكر دینی پرداخته اند و موفق ترین احیاگر مسلمان دوره معاصر بی شك و به شهادت تاریخ , بنیانگذار جمهوری اسلامی , حضرت امام خمینی است . كه نوشته حاضر به اصول و مبانی احیا تفكر دینی از نظرگاه این بزرگ مرد الهی می پردازد اما قبل از پرداختن به این مهم , توجه به نكاتی ضروری است .

1 ـ تفاوت اصلاح با احیا :
از آنجا كه دو اصطلاح مذكور از جهت بار معنایی , در یاری رساندن به دین و تفكر دینی , مشتركند , توجه به وجه تمایز آنها , به منظور عدم القا در مغالط± « جمع المسائل فی مسئله واحد± » , امری بجا و تبیین ماهوی هر كدام از آنها خالی از فایده نخواهد بود.

اصلاح : عموما واژه اصلاح و اصلاح طلبی در عرف متداول سیاسی ـ است كه به معنی حفظ ساختار اصلی Reformation اجتماعی , معادل سیاسی و ایجاد تغییرات و تحولاتی در بخش هایی از آن نظام است . (1) نكته قابل توجه آن است كه اصولا اصلاح در دین معقول نیست بلكه آنچه متصور است اصلاح در اندیشه دینی است و اصلاح در اندیشه دینی « زمانی معنا خواهد داشت كه جهت اصلی دین در اندیشه دینی محفوظ باشد , اندیشمند دینی , روح و جان دین و سمتگیری دین را به خوبی دریافته باشد; اما در لابلای مجموعه عقاید و باورهای دینیش , مواردی بر خطا می رود و مصلح اندیشه دینی آن كسی است كه می كوشد تا این موارد خطا را به صلاح و صواب مبدل سازد , اگر ناراستی هایی در جای جای اعتقادات دینی یك دیندار مشاهده شد و در حالی كه سمت و سوی اندیشه دینی او بر صواب باشد , اینجا , جای اصلاح اندیشه دینی است . (2)

احیا : احیا به معنای زنده كردن است . از مجموع آیات و روایات استفاده می شود كه احیا جان بخشیدن به كالبد بی جان و بی روح است و آن چنان است كه اگر صورت نپذیرد آن موجود از بین می رود نه این كه می ماند اما فعالیت معیوب و ناقص داشته باشد , بلكه عدم احیای او یعنی مردن و از بین رفتن او یعنی چنانچه هر گاه روح در كالبد بی جان جاری نگردد , آن كالبد ذی روح نبوده و زنده نخواهد بود , بدیهی است عدم احیای آن نیز مساوق با از بین رفتن آن است . (3)

از طرفی احیا از امور اضافیه است كه محتاج متعلق است یعنی بدون تصور طرف و متعلق احیا , تصور احیا معقول نیست . پس تعلق احیا به هر امری ممكن است از آن جمله به دین و تفكر دینی . اما هر گاه متعلق آن , دین باشد نمی توان به ظاهر معنای احیا تمسك
كرد چرا كه متعلق احیا از این خصوصیت جدا نیست كه هم می تواند بمیرد و هم زنده شود. هر گاه دین متعلق احیا قرار گیرد لازمه آن , تصور از بین رفتن دین است در حالی كه دین از بین رفتنی نیست و مردن دین تصور معقول و مثبت ندارد. پس مراد از احیای دین زنده كردن آن پس از مردن و از بین رفتن آن نیست , بلكه منظور زدودن موانع و گرد و غباری است كه بر چهره دین نشسته و مانند ابری , نورانیت آن را می گیرد و یا كم رنگ می كند , (4) پس می توان گفت : منظور از احیا یا بیداری به طور عموم , توجه كردن به جنبه هایی است كه دچار غفلت یا فراموشی شده اند. برای مثال یك مكتب فكری (را در نظر بگیرید كه ) در بعضی جنبه ها مورد توجه است , در حالی كه جنبه های دیگر آن به طور كلی به دست فراموشی سپرده شده كه در نتیجه آن , پوششی از غفلت و فراموشی آن مكتب را در برمی گیرد. شخصیت هایی كه منجی جوامع انسانی هستند , جنبه های فراموش شده یك مكتب فكری را احیا كرده و شكلی جدید به آن می بخشند و به جامعه مرده خود , روح تازه ای اعطا می كنند . (5) از این روی « احیای دین در جایی مطرح است و در جامعه ای كاربرد دارد كه اندیشمندان دینی و دینداران اندیشمند , در تلقی و برداشت خود از دین بر خطا باشند و از اساس راه را اشتباه بپیمایند . » (6)

متصدیان احیاگری :

اصولا هر امری كه متضمن تخصصی است , واگذاری آن به عنصر غیرمتخصص , نه تنها امری است غیرمعقول بلكه پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال دارد. نه تنها آن امر به سر منزل مقصود نمی رسد بلكه چنین گزینشی موجب انحراف و تباهی آن نیز می گردد. احیاگری نیز از این مقوله مستثنی نیست . « احیا وظیفه افرادی است كه دین را به خوبی می شناسند و با مقتضیات زمان و مكان آگاهند و صلاحیت درك حقایق و هدایت و فرق بین آنها و ضلالت و گمراهی های زمانه را دارند و همچنین قدرت تشخیص واقعیت ها و بدعت های زمان را دارند و دیگر آن كه بتوانند گردو غبار تحریف را بر چهره دین ببینند (تشخیص دهند.) نبی اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید : « اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعن± الله » اگر در امت من بدعتها ظاهر شوند , بر عالم لازم است كه علم خود را آشكار كند كه اگر چنین نكرد , لعنت خدا بر او باد . » (7)

آغاز احیاگری دینی :

از آنجا كه احیا در طول اماته است لذا پس از هر اماته ای باید در انتظار احیا و در پی تحقق آن بود. « گذشته احیا گذشته بسیار غم انگیز و دردناكی است چرا كه گمراهان از همان ابتدای بعثت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فعالیتهای وسیع و گسترده ای را شروع كردند و در اولین فرصت بعد از رحلت رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ دین را جدا از سیاست قلمداد كردند. آنها اسلام را در حد پرستش و عبادت محدود كرده بودند. این روند همچنان دوام داشت تا اینكه در زمان بنی امیه و بنی عباس , روشهای دیگری را برگزیدند. ممنوع كردن نقل احادیث پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و احادیث مربوط به فضایل خاندان رسالت , اشاعه احادیث جعلی و ساختگی , توهین و گستاخی به حضرت علی ـ علیه السلام ـ اذیت و آزار ائمه , قتل عام مسلمانان ... ترویج عقاید یهود و نصارا و به فراموش سپردن سیرت نبوت از جمله عواملی بودند كه حقایق دینی را محو و یا كمرنگ كردند. احیا از زمان رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ شروع شد و تا زمانهای مختلف ادامه داشت . (8) چرا كه در چنین موقعیتهای غمباری , احیا دین و فرهنگ دینی امری لازم و واجب بود و این امر نه تنها از زمان پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ انجام گرفت بلكه ائمه ـ علیهم السلام ـ و پس از آنها علما و فقهای دینی نیز , امر احیای دین را در راس امور قرار می دادند.

در قرون اخیر , احیاگری دینی توسط افرادی از قبیل سید جمال الدین اسدآبادی , شهید آیت الله مدرس , و بالاخره حضرت امام خمینی به اوج خود رسید. « عماد بزی » از استرالیا , در مقاله « مبادی و اصول احیای دین بر مبنای اندیشه امام خمینی می نویسد : « عظیم ترین و موفق ترین احیاگر مسلمان , دوره معاصر بی شك امام خمینی است كه با اعلان دوره ای جدید , سیر تاریخ را تغییر داد و با فرستادن نیروهای جدید به میدان انقلاب تغییرات عمیقی به وجود آورد كه عمق آنها را نسلهای آینده بهتر درك خواهند كرد . (9)

امام خمینی و شیوه احیای تفكر دینی :

چنانكه از سلوك و عملكرد امام خمینی مشهود است , شیوه ایشان در احیای اندیشه اسلامی , شیوه حضرت رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بوده است یعنی انعكاس همان شیوه رفتاری پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در صدر اسلام و نیز ادامه طریق و روش اهل بیت ـ علیهم السلام ـ.

« امام خمینی برای ترویج و گسترش اندیشه اسلامی سیره محمد و آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را سرلوحه كار خود قرار دادند و در نتیجه به تعلیمات اسلامی بی تحرك , روح و جان تازه ای بخشید , امت اسلام بدون توجه به اختلاف میان گروهها و فرقه ها , اندیشه های امام خمینی را پذیرفتند و بدین ترتیب یكی از بارزترین و پرخروش ترین جنبش های اسلامی (انقلاب اسلامی ) در جهان به وجود آمد . » (10)

مهم ترین ویژگی نهضت احیاگری امام خمینی در تشخیص موانع و تحریفات و انحرافات عارض بر دین و جامعه دینی و سپس ارایه راهكارهای جدی و اهتمام در اجرای آنها بود. چرا كه احیای حقایق دینی متوقف بر شناخت دقیق موانع و آسیبهای موجود در راه احیای فرهنگ دین است كه چنین امری با توجه به جامعیت حضرت ایشان , به شكل بایسته و شایسته ای به وقوع پیوست . اكنون به بعضی از این موانع اشاره می رود.

1 ـ عدم احساس استقلال ملت ها و خودباختگی آنها در برابر بیگانگان
سلطه فراگیر فرهنگ غرب و شرق بر جوامع اسلامی و باوراندن این كه چنین جوامعی نمی توانند بدون اتكای بر فرهنگ غربی و شرقی به حیات خود ادامه دهند و از طرفی تاثیرپذیری برخی روشنفكران داخلی از این فرهنگ های بیگانه , این باور را در آنها به وجود آورد كه بدون این قدرت های بیگانه , نمی توانند زنده باشند و یا حق حیات برای آنها ثابت نیست و این باعث جانشینی فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ دینی و نقطه انحراف از احیاگری ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ گردید. امام خمینی در این زمینه می فرمایند : « یكی از مصیبت های بزرگی كه برای ملت بار آوردند این كه ملت را نسبت به خودشان هم بدبین كردند. به این معنا كه ما اگر یك مریض پیدا كنیم در تهران , الان هم می گویند كه اینجا نمی شود , بروید به انگلستان , بروید به پاریس , این مطلبی است كه از دست آنها برای ما پیدا شده است یعنی ما خودمان را باختیم در مقابل آنها . » (11) و بر این مسئله گوشزد می فرمایند كه : « آن باختگی هایی را كه دولت سابق و دولت های سابق داشتند و چشم گو بودند... آنها دیگر نباید باشد . » (12)

2 ـ ایجاد اختلاف در جوامع مسلمین توسط قدرت های بیگانه
« بعد از جنگ های صلیبی , غربی های برای جلوگیری از قدرت مجدد مسلمانان و گسترش اسلام در قلب اروپا , بهترین چاره را تقسیم امپراطوری اسلام به كشورهای متعدد دیدند استعمار نو نیز با همین روش ناسیونالیسم و ملی گرایی در بین كشورهای اسلامی , آنها را بدین تلقیات پوچ و واهی واداشته و باایجاد درگیری های قومی ـ نژادی , در بین مسلمین , آنها را از توجه به حركت خزنده در غارت و تاراج سرزمین های اسلامی منحرف گردانید . » (13) حضرت امام خمینی با تشخیص این توطئه در جای جای پیام ها و سخنرانی های خود , نسبت به این امر هشدار داده است . به یك نمونه دقت كنید :

« آمریكا و شوروی برای تضعیف اسلام و دولت های اسلامی , مشغول فعالیت از قبیل تفرقه افكنی و ایجاد تشنجات داخلی به دست عمال مزدور یا فریب خورده و برافروختن جنگ بین كشورهای اسلامی و مستضعف جهان هستند . » (14)

3 ـ تحجرگرایی و مقدس مآبی و عدم درك زمان و مكان
یكی از معضلات عمده در باب احیای دین و اندیشه اسلامی , وجود تحجرگرایان و مقدس نماهای وابسته است . امام خمینی در گوشزد كردن خطر این افراد برای دین و نظام این چنین می فرمایند : « امروز عده ای با ژست مقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند كه گویی وظیفه ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه كم نیست . طلاب عزیز لحظه ای از فكر این مارهای خوش خط و خال كوتاهی نكنند. اینها مروج اسلام آمریكایی اند و دشمن رسول الله . » (15)

4 ـ برداشت انحرافی از اخبار
یكی دیگر از موانع احیای تفكر دینی در نهضت امام خمینی وجود برخی روایات و یا استنباط ها و برداشت های نادرست از روایاتی است كه در منابع اسلامی آمده است از جمله , روایاتی كه پرچمداران قیام ها را طاغوت معرفی می كند و یا قیام های قبل از ظهور حجت را شكست خورده تلقی می نماید. در حالی كه تمسك به چنین اخباری از جهاتی ممنوع است زیرا برخی از آنها جعلی بوده , برخی مربوط به موضوع و حادثه شخصی بوده و بعضی هم از روی تقیه صادر شده و قسمتی هم حاصل برداشت غلط از آنها بوده است . غیر از همه اینها تمسك به چنین روایاتی با ادله قطعی عقلی و نقلی سازگاری ندارد چرا كه وجود آیات و روایات زیادی مثلا درباره امر به معروف و نهی از منكر , مبارزه و جهاد با دشمن , عدم پذیرش ظلم و... وارد شده است كه با مفاد آن روایت در تعارض است . در هر حال این هم یكی از چالش های موجود , بوده است كه حضرت امام خمینی در مقابل آن بارها موضع گیری كرده اند. ایشان در این خصوص می فرمایند :

« ممكن است فراوان , روایت را نشان بدهند كه (به وسیله ) عمال ظلمه و آخوندهای درباری در تعریف و تمجید سلاطین جعل شده است . به طوری كه ملاحظه می كنید با دو روایت ضعیف چه بساطی راه انداخته اند و آن را در مقابل قرآن قرار داده اند. قرآنی كه جدیت دارد (كه ) بر ضد سلاطین قیام كنید و موسی را به قیام علیه سلاطین وامی دارد . » (16 ) و در خصوص عدم لزوم تمهید و تحصیل مقدمات جهت ظهور حضرت حجت (عج ) كه عقیده بعضی افراد غافل است , می فرمایند : « نظر بعضی عامی های منحرف آن است كه برای ظهور آن بزرگوار باید كوشش در تحقق كفر و ظلم كرد تا عالم را ظلم فراگیرد و مقدمات ظهور فراهم شود , فانا لله و انا الیه راجعون . (17)

5 ـ تحریف بخشی از مفاهیم و آموزه های دینی
یكی از آسیب هایی كه در انحراف جامعه اسلامی تاثیر بسزایی داشته است تحریف در آموزه های دینی است . مثلا توكل كه در اسلام به آن سفارش شده و سازنده است , برخی آن را به معنای تبلیغ تنبلی و كسل بودن و تلاش نكردن تعبیر و یا تفسیر كرده اند و یا زهد را كه به معنای دل نبستن به دنیا است , به معنای رها كردن كار و تلاش در امور زندگی , گرفته اند و یا انتظار فرج كه به معنای آمادگی برای نبرد بزرگ است را , به انتظار نشستن و كاری نكردن و دست روی دست گذاشتن تلقی كرده اند و یا تقیه را كه خود یك روش مبارزه برای حفظ دین و مذهب است به گونه ای معنا و تفسیر گردید كه مانعی در راه مبارزه برای حفظ اسلام و مذهب بود. حضرت امام خمینی در این خصوص می فرمایند : « تقیه برای حفظ اسلام و مذهب بود كه اگر تقیه نمی كردند مذهب را باقی نمی گذاشتند. تقیه مربوط به فروع است مثلا وضو را اینطور بگیر یا آن طور بگیر اما وقتی اصول اسلام و حیثیت اسلام در خطر است , جای تقیه و سكوت نیست . »

6 ـ استظهار ناقص از حكومت حقه اسلامی :
برخی عقیده دارند تشكیل حكومت اسلامی تنها وظیفه امام معصوم است . هر حكومتی جز حكومت معصوم ـ علیه السلام ـ ناحق است . یكی از طرفداران این نظریه می گوید : « شما آن مصداق حاكم اسلامی را نشان بدهید , اونی كه معصوم از گناه باشد , اونی كه از هوی و هوس و حب و ریاضت و شهوت و غضب و تمایلات نفسی به هیچ وجه در او اثر نكند , نشان دهید , او بیاید میدان جلو بیفتد , ملت می افتد به پایش . » (18) حضرت امام راحل در پاسخ به این نوع تفكر می فرمایند : « اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها , بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است ... هر كه اظهار كند كه تشكیل حكومت اسلامی ضرورت ندارد. منكر ضرورت اجرای احكام شده , و جامعیت احكام و جاودانگی دین مبین اسلام را انكار كرده است . » (19)

7 ـ جدایی دین از سیاست : یكی دیگر از عوامل انحراف و سقوط قدرت مسلمین , تلقی جدا بودن دین از سیاست و ترویج آن است . لازم به ذكر است كه ریشه چنین تفكری به اروپا و به پایان قرون وسطی برمی گردد. و پیدایش این تفكر در اروپا به منظور تقلیل و یا از بین بردن قدرت كلیسا و نیز فلسفه « اسكولاستیك » حاكم بر آن بود. بدیهی است وارد كردن چنین تفكری در فرهنگ اسلامی سزاوار نبوده و امری نابخردانه است چرا كه اولا : اسلام مانند مسیحیت موجود در تبیین جهان و قبض و بسط علم , متحجرانه برخورد نكرده است . ثانیا : در ایدئولوژی و حكمت عملی هم , روش مسیحیت را كه تنها به حوزه اخلاق پرداخته و از حوزه های گوناگون دیگر غفلت كرده بود , نپذیرفته است و علمای اسلام نیز مانند علمای مسیحیت نبوده اند. در هر حال جامعه مسیحیت برای كاستن مشكلات خود , سكولاریسم كه همان دنیایی كردن دین و یا جدایی دین از سیاست است را دامن زدند و با انگیزه های سیاسی به بخش و نشر آن پرداختند . (20 ) متاسفانه جوامع مسلمین نیز از خطر این نوع تفكر در امان نماند و بعضی از علمای حكومت های مسلمین و نیز بعضی از روشنفكران وابسته به ترویج و اشاعه این تفكر نامیمون در جوامع دینی كردند و اثرات نامطلوب آن هم بر این جوامع و جامعه اسلامی ایران هویدا گردید و این خود , ضربه سنگینی بر پیكره قدرت سیاسی اسلام وارد كرد كه حضرت امام خمینی به مبارزه با این تفكر برآمد و بارها و بارها بر عدم جدایی دین از سیاست و منحرف بودن كسانی كه به این قضیه دامن می زنند , تصریح فرمودند.

8 ـ تجددخواهی روشنفكران متاثر از فرهنگ غرب و شرق
تاثیرپذیری شتابزده از فرهنگ بیگانه و باور این كه سعادت ما در گرو پذیرش شش دانگ و دربست فرهنگ و عملكرد بیگانه است نشانه تاثیر هجوم افكار بیگانگان غربی و شرقی در كشورهای اسلامی بود كه این عامل نیز یكی از مشكلات مهم در استقرار فرهنگ دینی و موجب اختلال عزت اسلامی بود.

آنچه گذشت پاره ای از موانع و مشكلات موجود در راه احیای دین و تفكر دینی بود.

پی‌نوشتها:

نویسنده:حسن رضایی مهر

1 ـ ر . ك : مجموعه مقالات كنگره امام خمینی (ره ) و احیای تفكر دینی , مقاله فرق اصلاح و احیای دین , شیخ شعاعی , عباس , ج 1 , ص 322 ـ .321
2 ـ همان , ص .324 3 ـ ر . ك : همان , ص .324
4 ـ جهت مطالعه بیشتر ر . ك : بازسازی تفكر دینی در اندیشه امام خمینی (ره ) , مقاله امام خمینی و احیای اندیشه فراگیر دین , حسین بلخی , سیدحسن , ص .91
5 ـ بازسازی تفكر دینی در اندیشه امام خمینی (ره ) , مقاله احیای هویت اسلامی در انقلاب امام خمینی , ثقفی , سیدمحمد , ص .153
6 ـ مجموعه مقالات , مقاله فرق اصلاح و احیای دین , ج 1 , ص 325
7 ـ بازسازی تفكر دینی در اندیشه امام خمینی (ره ) مقاله امام خمینی و اندیشه فراگیر دین , ص 93 ـ 92
8 ـ همان , ص 94
9 ـ مجموعه مقالات كنگره بین المللی امام خمینی و احیای تفكر دینی , مقاله مبادی و اصول احیای دین بر مبنای اندیشه امام خمینی بزی , عماد , ج 2 , ص 439
10 ـ بازسازی تفكر دینی , مقاله عملكرد امام خمینی (ره ) در احیای تفكر دینی , رضوی , سیدشمس الحسن , ص 177
11 ـ صحیفه نور , ج 5 , ص 215 12 ـ همان , ج 7 , ص 85
13 ـ مجموعه مقالات كنگره بین المللی امام خمینی و احیای تفكر دینی , مقاله تجدید حیات اندیشه دینی , خسروپناه , علیرضا , ج 2 , ص 148
14 ـ همان , ج 18 , ص 120 15 ـ صحیفه نور , ج 21 , ص .91
16 ـ ولایت فقیه , ص 53 17 ـ صحیفه نور , ج 20 , ص .197
18 ـ مجله حوزه , شماره 71 ـ 70 , ص 215
19 ـ همان , ص 218
20 ـ ر . ك : مجموعه مقالات كنگره بین المللی امام خمینی و احیای تفكر دینی , مقاله امام خمینی و بازآفرینی معرفت دینی , عاشور لنگرودی , حسن , ج 3 , ص .323


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :