پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی(5)
 احیاء و حاکمیت ولایت فقیه
ولایت فقیه به عنوان یکی از مبانی فکری و اعتقادی اصولی ما در مسأله حکومت اسلمی مطرح بوده و استمرار امامت و رهبری رسول خدا و ائمه معصومین(ع) در جامعه اسلامی محسوب می‌گردد. اصولاً یکی از ویژگی‌های بارز و مشخصه‌های مهم حکومت اسلامی، وجود ولایت فقیه در رهبری و رأس جامعه می‌باشد و بدون آن حکومت اسلامی مفهومی ندارد و به فرمایش حضرت امام خمینی(ره): «قضیه ولایت یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است، همان ولایت رسول الله است و اینها از ولایت رسول الله هم می‌ترسند. »(١)

از ابتدای انقلاب تاکنون مخالفین اسلام، اعم از داخلی و قدرت‌ای استکباری خارجی، به جد مخالف این نهاد مهم و اصلی حکومت اسلامی ـ که ارمغان بزرگ حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی می‌باشد ـ بوده و هستند. آن‌ها از این که رهبری جامعه در اختیار یک فقیه عادل، مدیر، مدبر، شجاع، باتقوی و اسلام‌شناس که به دنبال حاکمیت بخشیدن به اسلام ناب محمدی(ص) می‌باشد، نگران هستند، آن‌ها از ظلم‌ستیزی و استکبارستیزی فقیه هراس دارند. آن‌ها می‌دانند که وجود ولایت فقیه، تعارض جدی با ولایت شیطانی و طاغوتی آن‌ها دارد و با حاکمیت ولایت فقیه به حاکمیت ضد اسلامیان پایان داده شده و کنار زده می‌شوند. امروز یکی از محورهای عمده مخالفت استکبار غرب، مخصوصاً آمریکای ستم‌پیشه و صهیونیسم جنایتکار با انقلاب اسلامی ایران، مخالفت شدید آن‌ها با اصل ولایت فقیه است. این مخالفت کینه‌توزانة آن‌ها، خود دلیلی گویا بر حقانیت این اصل و تأثیر آن در مبارزه با استکبار و استثمار است. مخالفت جدی دشمنان قرآن و اسلام با ولایت فقیه و تأکید حضرت امام و مردم بر این اصل، دلیل مهم دیگری نیز دارد و آن اقتدار و اختیارات مهم و گستردة ولی فقیه است.

حضرت امام(ره) که طراح اصلی این تفکر در نظام سیاسی جمهوری اسلامی بوده و موجب تثبیت و تصویب آن در ساختار حکومت اسلامی ایران شده است، در مورد اختیارات ولی فقیه می‌فرماید: «اگر فرد لایقی که دارای این دو خصلت (شرایط رهبری) باشد به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم(ص) در امر ادارة جامعه داشت دارا می‌باشد و برهمة مردم لازم است که از او اطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بوده یا اختیارات حکومتی حضرت امیر0ع) بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اکرم(ص) بیش از همه عالم است و بعد از ایشان فضائل حضرت امیر(ع) از همه بیشتر است. لکن زیادی فضائل معنوی، اختیارات حکومتی را افزایش نمی‌دهد... وقتی می‌گوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه(ع) و رسول اکرم(ص) است. زیرا این جا صحبت از مقام نیست. بلکه صحبت از وظیفه است. ولایت یعنی حکومت و ادارة کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است. نه این که برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاودر و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرند. به عبارت دیگر ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرا و اداره، برخلاف تصوری که خیلی افراد دارند، امتیاز نیست، بلکه وظیفه‌ای خطیر است. »(٢)

این دیدگاه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تجلی یافته است. اصل 5 قانون اساسی مقرر می‌کند: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهدة فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‌دار آن می‌گردد.» اصل 110 قانون اساسی نیز به وظایف و اختیارات رهبری که بسیار مهم و تعیین‌کننده نیز می‌باشد، اشاره دارد. در این اصل آمده است: «وظایف و اختیارات رهبر:

- تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
- نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام
- فرمان همه‌پرسی
- فرمندهی کل نیروهای مسلح
- اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها
- نصب و عزل و فبول استعفاء
الف – فقهای شورای نگهبان
ب – عالی‌ترین مقام قوه قضاییه
ج- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
د – رئیس ستاد مشترک
هـ ـ فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
و – فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی
- حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه
- حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست. از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
- امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم...
- عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوانعالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی براساس اصل هفتاد و نهم.
- عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه...»

بدین ترتیب به اهمیت و جایگاه تعیین کنندة ولایت فقیه در حکومت اسلامی پی می‌بریم. وجود چنین اصلی در حکومت اسلامی و دارابودن اختیارات مذکور، موجب تضمین اسلامی بودن نظام و حاکمیت یافتن قوانین و احکام شرع مقدس اسلام و رعایت منافع و مصالح ملت و کشور می‌شود. ولایت فقیه تضمین‌کنندة اسلامیت نظام و نیز حافظ استقلال و عدم وابستگی کشور به شرق و غرب می‌باشد. و به تعبیر حضرت امام(ره): این فقیه است که زیر بار دیگران و تحت نفوذ اجانب نمی‌رود و تا پای جان از حقوق ملت و از آزادی و استقلال و تمامیت ارضی وطن اسلام دفاع می‌کند. فقیه است که به چپ و راست انحراف پیدا نمی‌کند. »(٣)
این ولایت فقیه است که با انحرافات مقابله کرده و نظام اسلامی را از گرفتارشدن به انوع کجرویها باز می‌دارد. بنابراین زنده شدن این اصل فراموش شده و حاکمیت یافتن آن در حکومت کشور عزیز ما، دستاورد بسیار مهم و ارزشمندی از بوستان دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران محسوب می‌شود.

البته ولایت فقیه به مفهوم دیکتاتوری یک شخص نیست، بلکه برعکس، ولایت فقیه برای جلوگیری از دیکتاتوری است. ولی فقیه خود بیش از دیگران مقید به چارچوب‌ها و ضوابط شرع مقدس اسلام است. در همین رابطه حضرت امام خمینی(ره) می‌فرماید: «شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی‌خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهتد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد... در اسلام قانون حکومت می‌کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهی، نمی‌توانست تخلف بکند... اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می‌ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرت‌ها که دست او آمد، دیکتاتوری بکند، اگر او یک شخص دیکتاتور بود آن وقت فقیه هم می‌تواند باشد. اگر امیرالمؤمنین ـ سلام الله علیه ـ یک آدم دیکتاتوری بود، آن وقت فقیه هم می‌تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتوری در کار نیست. می‌خواهیم جلوی دیکتاتوری را بگیریم... جلوی دیکتاتوری را ما می‌خواهیم بگیریم... ولایت فقیه ضددیکتاتوری است، نه دیکتاتوری. »(٤)

قانون اساسی اصولاً با شرایطی که برای ولی فقیه و رهبر در نظر گرفته است، زمینه را به گونه‌ای فراهم کرده است که فرد صالح و واجد شرائط بتواند آن را تصدی کند. ویژگی‌ها و خصوصیات در نظر گرفته شده، عملاً موجب می‌شود که ولی فقیه به هیچ وجه نتواند جنبه دیکتاتوری به خود بگیرد. اصل 109 قانون اساسی شرایط رهبری را چنین بیان می‌کند: «شرایط و صفات رهبر: 1- صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه 2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام 3- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری...» وجود چنین اوصافی در رهبر، یقیناً هر گونه نگرانی در مورد دیکتاتوری و سایر موارد را از بین می‌برد.

پی نوشت:
١-صحیفه امام، جلد١٠، ص ٣٠٨.

٢- مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، آیین انقلاب اسلامی، گزیده ای از اندیشه و آراء امام خمینی(ره)، ص ١٤٩.
٣- در جستجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، ص ٣٦.
٤- صحیفه امام، جلد ١٠، صفحه ٣١٢و ٣١١، سخنرانی مورخ ٣٠/٧/١٣٥٨

اصلاحات بنیادی در زندان‌های کشور
پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در زندان‌ها و سیاست اداره ی آن‌ها نیز تحولات و اصلاحاتی اساسی را به دنبال داشت. این تحولات، زمینه و بستر اصلاح زندانیان و مجرمین و نیز مقدمات بازگشت آنان به آغوش پر مهر خانواده و جامعه را فراهم نموده است. این تغییرات و اصلاحات ارزشمند، حداقل در چهار حوزه قابل توجه و چشمگیر بوده است.اولین حوزه، توجه به امر باسواد کردن زندانیان محروم از نعمت خواندن و نوشتن می‌باشد. پس از انقلاب اسلامی و مخصوصاً به دنبال گسترش فعالیت نهضت سوادآموزی، یکی از برنامه‌های جدی زندان‌ها، توجه به امر سوادآموزی بوده است. بی‌سوادی با جهلی که برای افراد به وجود می‌آورد از یک‌سو، زمینه ی توجیه و آموزش و نیز اصلاح زندانیان را با مشکلات فراوانی مواجه می‌کند و از سوی دیگر، فرد بی‌سواد به خاطر برخی جهالت‌ها زودتر به دام جرم ناخواسته می‌افتد و تا چشم باز می‌کند، سر از زندان در می‌آورد.بنابراین توسعه ی امر سوادآموزی و اجبار زندانیان بی‌سواد به فراگیری خواندن و نوشتن یکی از اقدامات مفید و مؤثر محسوب می‌شود و در هر دو زمینه فوق به کمک زندانی می‌شتابد. امروز کمتر زندانی‌ای را می‌توان یافت که تحت پوشش برنامه سوادآموزی زندان‌ها قرار نگرفته و باسود نشده باشد.

دومین حوزه، آموزش‌های معارف اسلامی و کلاس‌های عقیدتی سیاسی می‌باشد که به صورت برنامه‌ای مستمر و روزانه برای زندانیان در این کلاس‌ها و آشناشدن با معارف اسلامی و دینی؛ پایه‌های ایمانی، اعتقادی و اخلاقی آن‌ها قوی‌تر شده و در اصلاح و بهسازی رفتار اجتماعی آن‌ها اثرات بسزایی داشته است. بسیاری از زندانیان و مجرمین از احکام و مقررات نورانی اسلام و مفاسد و تبعات منفی گناهان و جرائم اخلاقی و اجتماعی آگاهی کافی ندارند.شرکت در این کلاس‌ها به آنان کمک می‌کند تا با افزایش آگاهی‌های خود، زمینه اصلاح و همسازی خود با جامعه را فراهم نمایند. افراد زیادی تاکنون در زندان‌ها در اثر همین برنامه‌های آموزشی، متحول شده و با توبه و بازگشتی واقعی و عمیق، راه نوینی را در زندگی فردی و اجتماعی خویش گشوده‌اند.

سومین حوزه مربوط به برنامه‌های قرآنی می‌باشد. نظر به اهمیت کتاب آسمانی و وحی الهی و نقش سازنده ی آن در انسان‌سازی، برنامه‌های متنوع قرآنی نیز جزء فعالیت‌ها و برنامه‌های مستمر زندان‌ها قرار گرفته است. روخوانی، قرائت، حفظ و مفاهیم قرآنی از جمله برنامه‌های قرآنی زندان‌ها می‌باشد. زندانیان با توجه به سطح معلومات و توان و استعدادشان در این نوع برنامه‌ها شرکت می‌کنند.فعالیت‌های قرآنی نیز تأثیر فراوانی بر زندانیان گذاشته و و بسیاری از آنان را متحول و دگرگون کرده است. تعداد قابل توجهی از زندانیان در برنامه‌های حفظ قرآن شرکت کرده و حتی حافظ کل قرآن شده‌اند.

امروز برای تشویق بیشتر زندانیان به حفظ قرآن و آشناشدن بیشتر آنان با کتاب آسمانی، حفظ کردن قرآن به عنوان امتیازی مؤثر در کاهش و یا بخشودگی کامل مدت حبس آنان به حساب می‌آید و زندانیان با حفظ قرآن، ضمن این که با وحی الهی آشنا شده و از نورانیت قرآن بهره می‌گیرند، راه بازگشت خویش به آغوش خانواده و جامعه را نیز همراه می‌نمایند.چهارمین برنامه قابل توجه زندان‌ها، اهمیت‌دادن به فریضه نماز و فرهنگ نماز جماعت است. تأثیر سازندة پنج نوبت نماز روزانه در آدمی و فراهم نمودن فضای معنوی و ارتباط با خدا، بر هیچ کس پوشیده نیست. به همین منظور و برای سازندگی و اصلاح هرچه بیشتر زندانیان، برنامه مستمر نماز  جماعت و توسعه فرهنگ نماز یکی از فعالیت‌های جدی و مستمر زندان‌های کشور می‌باشد.مرخصی دادن به زندانیان، فراهم آوردن امکان ملاقات خصوصی با خانواده، فراهم نمودن فرصت جبران به ویژه در بزهکاری‌های مالی، کارآموزی و آموزش حرفه و فن و حتی کسب درآمد از این راه در طول زندان؛ از دیگر تحولات زندان‌ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است.

رهایی ایران از ذلّت ژاندارمی آمریكا
مرز 2500 كیلومتری ایران با اتحاد جماهیر شوروی سابق، واقع شدن ایران در طول خلیج فارس و منابع غنی نفت و گاز طبیعی آن، این كشور را در یك منطقه حیاتی و استراتژیك جهان قرار داده است. ایران پرجمعیت‌ترین كشور منطقه ی خلیج فارس و مشرف به تنگه هرمز است كه 56 درصد از نفت جهان از آن عبور می‌كند. مجموعه این عوامل، ایران را از نظر سیاسی، اقتصادی و استراتژیكی دارای اهمیّت می‌كند.1

تا قبل از انقلاب اسلامی ، ایران از دیدگاه غرب به عنوان حلقه‌ای از زنجیره ی دفاعی و گسترده غرب در مقابل نفوذ كمونیسم محسوب می‌شد و وظیفه اتصال ناتو را به سیتو بر عهده داشت. این زنجیره ی دفاعی از اروپای غربی و شمال مدیترانه شروع و در كنار هم به منتهی الیه جناح شرقی ناتو در تركیه ختم می‌شد و از طریق ایران و پاكستان به جنوب شرق آسیا منتهی می‌شد. ارتفاعات البرز و زاگرس با ارتش شاه، كه غرب آن را آموزش داده و مجهز كرده بود، به عنوان بخشی از سپر دفاعی در مقابل اهداف شوروی نسبت به خلیج فارس و منابع عظیم آن محسوب می‌شد. به همین دلیل تا سال 1357 ایران به عنوان ژاندارم خلیج فارس، حافظ امنیت و نیز منافع نامشروع آمریكا بود.آمریكا در میان كشورهای منطقه، با ایران روابط صمیمانه‌تر و گسترده‌تری نسبت به بقیه برقرار كرده بود. مهمترین عامل این علاقه ی آمریكا، نیاز این كشور به یك كشور دوست و قدرتمند حافظ منافع آمریكا و سایر كشورهای غربی در خلیج فارس بود. از طرف دیگر شاه نیز برای بقای خود و رژیم فاسد پهلوی، به ایفای این نقش توسط ایران علاقه‌مند بود. رژیم شاه به عنوان یكی از ستونهای دوگانه و اصلی دكترین نیكسون، دارای آن‌چنان اهمیّتی بود كه حتی روابط آمریكا با كشورهای دیگر مانند پاكستان، تركیه و شیخ نشینهای خلیج فارس را تحت الشعاع خود قرار داده بود.

توافق در مورد نقش ژاندارمی ایران در منطقه بین ایران و آمریكا در حقیقت به خاطر یك نیاز دو طرفه بود. از طرفی رژیم غیر مردمی سلطنتی محمدرضا به خاطر فقدان پایگاه مردمی، نیازمند حمایت قدرت خارجی بزرگی همانند آمریكا بود تا بتواند سلطنت خود را حفظ كند. و از طرف دیگر موقعیت استراتژیك ایران در منطقه برای حفاظت از منافع نامشروع آمریكا، برای حكومت ایالات متحده آمریكا دارای اهمیّت بود. همچنین نقش ایران در منطقه برای حمایت از رژیم اشغالگر قدس و روند سازش در منطقه، برای آمریكا واجد اهمیّت بسیار بود. مجموعه ی این عوامل دست به دست هم داده و موجب گردیده تا رژیم منحط پهلوی، سالهای طولانی نقش ژانداری آمریكا در منطقه را ایفاء نماید.اعترافات عوامل رژیم پهلوی نیز مهر تأیید دیگری بر نقش ژاندارمی منطقه توسط رژیم شاه می‌باشد. در این مورد ارتشبد سابق حسین فردوست محرم اسرار رژیم پهلوی و همدم شاه از كودكی تا سقوط رژیم كه در جریان كامل سیاستهای خارجی رژیم پهلوی در طول سلطنت محمدرضا بوده است، در خاطرات خود می‌نویسد:
«در سیاست خارجی و بخصوص سیاست منطقه‌ای، دكترین اجرا شده توسط محمدرضا، تبعیت كامل از دستورات آمریكا و انگلیس بود.3»مقامات آمریكایی نیز به طور غیرمستقیم در سخنان و نوشته‌های خود، معترف به این نقش توسط محمدرضا پهلوی می‌باشند. ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریكا در رژیم پهلوی می‌نویسد:

«هنگام سفیر شدن و قبل از آمدن به ایران با كارتر ملاقات داشتم، در آن ملاقات كارتر در آغاز صحبت خود بر اهمیّت استراتژیك ایران برای ایالات متحده آمریكا و متحدین دیگر غربی ما تأكید كرد. سپس از شاه ایران به عنوان یك دوست نزدیك و یك متحد قابل اعتماد برای آمریكا یاد كرد و به گرمی از وی پشتیبانی نمود.4»

سولیوان در جای دیگر از خاطرات خود می‌نویسد:«‌حكومت شاه در ایران به عنوان نزدیكترین دوست و متحد ما در منطقه و یكی از پایه‌های محكم سیاستهای ما در خلیج فارس و آسیای جنوب غربی به شمار می‌آمد. در واشنگتن به طور كلّی از شاه ایران به عنوان یك زمامدار روشن بین و یك متحد قابل اعتماد یاد می‌شد و نظرات سیاسی و خط مشی كلّی او معمولا با سیاست آمریكا همراه و هماهنگ بود.5»توصیف ژنرال هایزر از اوضاع ایران بعد از سقوط رژیم پهلوی كه عمق تأسف آمریكا را نسبت به از دست دادن رژیم پهلوی به عنوان ژاندارم منطقه و تضمین كننده منافع ایالات متحده نشان می‌دهد، این گونه است:«پایان این داستان خوفناك و مهیب بسیار غم‌انگیز است. آمریكا دوست نزدیك و متحد سبز و خوش بنیه‌ای را از دست داده است كه می‌توانست منافع غرب را در خلیج فارس تأمین كند. همین یك ضرر، میلیاردها دلار خرج برای آمریكا در بر داشته است. زیرا آمریكا مجبور شده است اقدامات امنیتی دیگری را برای سالهای آینده در نظر بگیرد. اما شاید تلخ‌ترین ضرر آمریكا، ضرری است كه در ایران دیده است.6»

سایروس ونس وزیر خارجه كارتر در زمان شاه نیز در كتاب خود با عنوان «انتخاب سخت» اوضاع پس از سقوط رژیم پهلوی را با تأثّر چنین می‌نویسد:«رفتن ایران از صف كشورهای دوست و متحد آمریكا و افتادن این كشور به دست رژیمی كه دوست ما نیست، ضربه‌ای به منافع سیاسی و امنیتی ما در آسیای جنوب غربی و خاورمیانه به شمار می‌رود. از نظر استراتژیك از دست دادن تجهیزات اطلاعاتی كه در شمال ایران داشتیم7، امكانات ما را برای اطلاع از فعالیتهای تسلیحاتی شوروی در زمینه سلاحهای استراتژی و هسته‌ای كاهش داد ... آنچه مسلّم است سقوط شاه بدون این كه یك حكومت با ثبات و طرفدار غرب جایگزین آن شود، منافع ما را در خلیج فارس به خطر خواهد انداخت.8»

متقابلا محمد رضا پهلوی نیز وابستگی و حقارت خود در برابر آمریكا را چنین توصیف می‌كند:«وقتی درباره ی آمریكای نجیب و نیرومند فكر می‌كنم، نام آیزنهاور و آورل هریمن و ریچارد نیكسون و برومن و لیندون جانسون به ذهنم خطور می‌كند. شكی نیست كه تاریخ از آیزنهاور به عنوان یك سرباز واقعی یاد خواهد كرد و من به سهم خود بیش از هر چیز مهربانی او را به یاد خواهم داشت ... برایم افتخار بزرگی بود كه در مراسم تشییع جنازه ی این سرباز پرافتخار و آمریكایی بزرگ شركت كنم. او را از یاد نبرده‌ام. در زمان حكومت او بود كه ایالات متحده در مقابله با سیاستهای مصدق از من پشتیبانی كرد... كیسینجر را از زمانی كه رئیس شورای امنیت ملی بود می‌شناختم ... كیسینجر را همیشه شخصی صدیق دیده‌ام ... ایده‌های ژئوپولیتیكی او كاملا با افكار من منطبق است9.»

ایفای نقش ژاندارمی آمریكا در منطقه توسط رژیم پهلوی، موجب ذلّت و خواری ایران در منطقه و جهان شده و از طرف دیگر باعث شده بود مسلمانان جهان نسبت به ایران كه كشوری مسلمان و متظاهر به اسلام بود، بدبین شوند و با شرم و سرافكندگی این ذلّت و حقارت را برای یك كشور مسلمان، شاهد و ناظر باشند. اما پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی ایران، برای همیشه آب پاكی بر این لكه ی ننگ ریخته و آن را از دامن ایران اسلامی برطرف كرد. این دستاورد جهانی انقلاب نیز موجب شد ایران به عنوان یك كشور مسلمان، جایگاه واقعی خویش را یافته و از ذلّت و خواری ژاندارمی منطقه رهایی یابد.اینك به بركت انقلاب اسلامی، كشور ایران نه تنها از این ننگ و حقارت رهایی یافته، بلكه دارای عزّت و افتخار جهانی نیز شده است و روز به روز نیز بر این عزّت و افتخار افزوده می‌شود.

پی نوشت:
1. رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریكا، صفحه 87.

2. همان.
3. حسین فردوست، ظهور و سقوط پهلوی، جلد 1، صفحه 486.
4. سولیوان و پارسونز، خاطرات دو سفیر، صفحه 27.
5. همان، صفحه 117.
6. همان، صفحه 322.
7. اشاره ونس به پایگاههای جاسوسی آمریكا در شمال ایران است. در این مورد حسین فردوست در خاطرات خود در كتاب ظهور و سقوط پهلوی (صفحه 342) می‌نویسد: «در دوران محمد رضا آمریكاییها شمال ایران را زیر پوشش شبكه‌های اطلاعاتی خود قرار دادند و از جمله در شمال كشور پایگاههای بسیار قوی رادار نصب كردند. تاریخ استقرار رادارهای شمال را نمی‌دانم، ولی وقتی در سال 1340 به عنوان قائم مقام به ساواك رفتم رادارها استقرار یافته و كار می‌كردند. مدیر كلّ چهارم ساواك به من گفت كه این رادارها به نحوی استقرار یافته‌اند كه تمام سطوح جنوبی شوروی را می‌پوشاند و برد آنها 5000 كیلومتر است.
8. سولیوان و پارسونز، خاطرات دو سفیر، صفحه 509.
9. محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، صفحه 285.


صدور انقلاب و جهانی شدن آن
صدور انقلاب و جهانی شدن آن نیز به عنوان یكی دیگر از دستاوردهای جهانی انقلاب اسلامی ایران محسوب می‌گردد. هرچند صدور انقلاب عنوانی است كلّی و دارای مصادیق و تجلّیات زیادی می‌باشد كه به برخی از آنها اشاره كرده و به برخی دیگر نیز در بخشهای آتی اشاره خواهد شد، تعریف كلی صدور انقلاب و جهانی شدن آن جای بررسی دارد. امروزه بر جهانیان اثبات شده است كه انقلاب اسلامی ایران از قلمرو جغرافیایی ایران خارج شده و كلّ جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است.هرچند از ابتدای انقلاب، صدور آن به عنوان یكی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از سوی رهبر كبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و سایر مسؤولین بلند پایه نظام عنوان گردید، لیكن ویژگی انقلاب اسلامی به گونه‌ای بوده و هست كه خود، ماهیّت صدور را در ذاتش دارد. چه ایران و چه جهان بخواهند و یا نخواهند، ماهیّت انقلاب اسلامی ایران صادر شدنی بوده و هست و این كار عملا انجام شده است. با این حال اراده و تمایل جمهوری اسلامی ایران در گسترده شدن ابعاد صدور انقلاب اسلامی بی‌تأثیر نبوده است.

امام خمینی(ره) در این مورد از ابتدای انقلاب با صراحت كامل فرمودند: «ما انقلاب را به تمام جهان صادر می‌كنیم. چرا كه انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله الا اللّه و محمّد رسول اللّه بر تمام جهان طنین نیفكنده، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجای جهان علیه مستكبران هست، ما هستیم.1»همچنین در پیام نوروزی سال 1359 فرمودند: «ما باید از مستضعفان جهان پشتیبانی كنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنیم و تفكّر این كه انقلابمان را صادر نمی‌كنیم، كنار بگذاریم. زیرا اسلام بین كشورهای مسلمان فرقی قائل نمی‌شود و پشتیبان تمام مستضعفان جهان است.2»

دشمنان انقلاب اسلامی ایران اعماز استكبار جهانی و حكام و سران كشورهای مرتجع منطقه، تلاش بسیار كردند تا چهره‌ای منفی از مفهوم صدور انقلاب نشان داده و آن را نوعی دخالت نظامی ایران و حمایت تسلیحاتی از نهضتهای اسلامی و آزادیبخش جلوه دهند، تا بتوانند با آن مقابله كرده و منافع نامشروع خود را از خطر نجات دهند.اما بنیانگذار تیزبین انقلاب اسلامی ایران، این توطئه را نیز خنثی كرده و فرمودند: «این كه می‌گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنی غلط را از او برداشت نكنند كه ما می‌خواهیم كشورگشایی كنیم. ما همه كشورهای مسلمین را از خودمان می دانیم ... ما می‌خواهیم این چیزی كه در ایران واقع شد و این بیداری كه در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند ... و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، این در همه ملّتها و در همه دولتا بشود، آرزویی ما این است. معنی صدور انقلاب ما این است كه همه ملّتها بیدار بشوند و همه دولتها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری كه دارند و این تحت سلطه بودنی كه هستند و از این كه همه مخازن آنها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌كنند، نجات بدهد3... ما كه می‌گوییم «انقلابمان را می‌خواهیم صادر كنیم، می‌خواهیم این مطلب را همین معنایی كه پیدا شده، همین معنویتی كه پیدا شده است در ایران، ... ما می‌خواهیم این را صادر كنیم. ما نمی‌خواهیم شمشیر بكشیم و تفنگ بكشیم و حمله كنیم.4»

همچنین رهبر معظّم انقلاب حضرت آیت اللّه خامنه‌ای در تبیین مفهوم و لزوم صدور انقلاب می فرمایند: صدور انقلاب یعنی صدور فرهنگ انسان ساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تكیه و اصرار بر ارزشهای انسانی. ما به این كار و انجام این وظیفه افتخار می‌كنیم. این راه انبیاست و ما این راه را باید ادامه دهیم. دنیای غرب و سردمداران فرهنگ فاسد و منحط غربی از این كه فساد و فحشا و اعتیاد و انواع و اقسام بربختیها و روسیاهیها را به سراسر عالم صادر می‌كنند، خجالت نمی‌كشند؟! این فرهنگ فحشایی كه امروز متأسفانه سراسر دنیا و بیش از همه دنیای فقیر جهان سوم را فراگرفته، از كجا آمده است؟ این یكی از صادرات فرهنگ غربی و تمدن استعماری و استكباری است ... چرا ما باید از صادر كردن توحید و اخلاق انبیاء و روح فداكاری و اخلاص و تزكیۀ اخلاقی به كشورهای دیگر خجالت بكشیم؟! چرا باید شرم كنیم از این كه غیرت و حمیت و ایستادگی در مقابل قدرتهای باطل را به صورت درس عملی به ملّتهای دیگرارایه و تعلیم بدهیم؟ ملّتها باور نمی‌كنند كه بشود با عوامل و مزدوران قدرتهای استكباری درافتاد. ما درافتادیم و پیروز هم شدیم. چرا این عمل و تجربۀ خودمان را در اختیار افكار عمومی ملّتها نگذاریم؟ ما این انقلاب را صادر می‌كنیم ... اگر منظور این است كه ما مواد منفجره صادر می‌كنیم، این ادعا دروغ است. این كار را خئد دستگاههای پلید خبیث استكباری می‌كنند. سازمان جاسوسی آمریكاست كه برای ساقط كردن دولتا وارد صحنه می‌شود و اسلحه و مواد منفجره و نیرو می‌برد و به ضد انقلاب در كشورهای انقلابی كمك می‌كند. ما به هیچ كشوری مواد منفجره نمی‌بریم. خرابكاری دور از شأن ماست و به هیچ وجه به ما نمی‌چسبد و هر كس بگوید خلاف و دروغ گفته است.

همان گونه كه گفتیم صدور انقلاب و جهانی شدن آن، ریشه در ماهیّت انقلاب اسلامی دارد. اوّلین و مهمترین ویژگی انقلاب كه موجب صدور و جهانی شدن آن گردیده است، اسلامی بودن انقلاب است. از آن جا كه اسلام اختصاص به ایران نداشته و محدود به قلمرو جغرافیایی خاصّی نیست و مخاطبین آن، مسلمانان و مستضعفان سراسر جهان می‌باشند، لذا انقلاب متّكی به اسلام نیز به همین ترتیب محدود به كشور خاصّی نشده و كلّ جهان را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد. انقلاب اسلامی متّكی به همه مسلمانان است، اگر چه تحقّق آن در یك یا چند كشور خاصی صورت پذیرد.

امام خمینی(ره) در رابطه با صدور انقلاب و جهانی شدن آن می‌فرمایند: «ما كه نهضت كردیم برای اسلام نهضت كردیم. جمهوری، جمهوری اسلامی است. نهضت برای اسلام نمی‌تواند محصور باشد در یك كشور، و نمی‌تواند محصور باشد در حتی كشورهای اسلامی، نهضت برای اسلام، همان دنبالۀ نهضت انبیاست. نهضت انبیاء برای یك محل نبوده است. پیغمبر اكرم اهل عربستان است، لكن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوتش مال همه عالم بوده است.6»

دومین ویژگی انقلاب كه موجب صدور و جهانی شدن آن گردیده، جاذبۀ پیام آن و آمادگی پذیرش داوطلبانۀ آن از سوی مسلمانان و نهضتهای اسلامی جهان بوده است. این پذیرش و طلب آنها، موجب سرایت خودجوش انقلاب اسلامی ایران به دیگر كشورها شده است. در این رابطه به نظرات چند تن از رهبران نهضتهای اسلامی و مردمی اشاره می‌كنیم: نمایندۀ جبهه ازآدیبخش انقلاب اسلامی افغانستان می‌گوید: «انقلاب ایران تنها متعلق به ملّت ایران نیست. همچنان كه رهبر انقلاب ایران، تنها رهبر مسلمانان ایران نیست.7»

كبیر عبدالرحمن دبیر كلّ سازمان آزادیبخش فطانی در جنوب تایلند می‌گوید: «انقلاب اسلامی ایران یك انقلاب جهانی است و متعلق به یك ملّت نیست و در چهارچوب یك مرز محصور نخواهد ماند.8» عباس مدنی رهبر جبهه نجات اسلامی الجزاید می‌گوید: «انقلاب اسلامی ایران در واقع متعلق به همه مسلمانان جهان و از جمله مردم مسلمان الجزایر است.9» و بالاخره رهبر جمعیت جزایر آنتیل می‌گوید: «در زمانی كه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در ایران به ثمر رسید، مسلمانان جزایر آنتیل آن را انقلاب خود دانستند. و در حقیقت این انقلاب نه فقط برای ایران، كه الگو و نمونه برای تمام مسلمانان جهان است.10»

سومین ویژگی انقلاب اسلامی ایران كه موجب صدور آن گردیده تأثیراتی است كه بر كلّ جهان داشته است. انقلاب اسلامی ایران به واقع روابط و معادلات سیاسی جهان را بر هم زده و موجب نظم جدیدی در این مناسبات گردید. به هم زدن دو قطبی بودن جهان، بر هم زدن تعادل قدرت و روابط كشورهای منطقۀ خاورمیانه و خلیج فارس، تأثیرات مهم آن در بر هم زدن سازش حكام وابسته كشورهای عربی با رژیم صهیونیستی اشغالگر قدس، مطرح نمودن مذهب و دین در عرصه سیاست و حكومت از جملۀ این موارد می‌باشد.ایستادگی در برابر زورگوییهای استكبار شرق و غرب و مخصوصاً استكبار غرب به سركردگی آمریكا و به زانو در آوردن حكومت ایالات متحده آمریكا، نیز موجب گردید كه بر ابعاد جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران افزوده شود. تلویزیون بی‌بی‌سی در تحلیل خود از این ابعاد می‌گوید: «آنچه در ایران در سال 1979 رخ داد نه تنها برای ایرانیان بلكه برای تمام ادیان جهان نقطه عطفی بود. نقطۀ عطفی كه از باگشت میلیونها نفر در سراسر دنیا به اصولگرایی مذهبی خبر می دهد.11» و شبكه سی‌بی‌اس در تاریخ 2/12/1374 طی گزارشی با اشاره به نقش حضرت امام خمینی(ره) میگوید: «ایشان بذر جریان اسلامی را پاشید كه از 17 سال قبل همچنان در سراسر جهان اعمال نفوذ می‌كند.12»

پی نوشت:
1. در جستجوی راه از كلام امام، دفتر پانزدهم، صفحه 312.

2. همان.
3. صحیفه امام، جلد 13، صفحه 281.
4. همان، صفحه 90.
5. حدیث ولایت (مجموعه رهنمود‌های مقام معظّم رهبری)، جلد 1، صفحه 259.
6. صحیفه امام، جلد 10، صفحه 446.
7. معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، صفحه 87.
8. همان، صفحه 76.
9. رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریكا، صفحه 124.
10. معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، صفحه 89.
11. روزنامه كیهان، مورخ 29/11/1375.
12ـ دفتر سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی، نشریه داخلی نگرشی بر تحوّلات سیاسی، شماره 48، صفحه 43.

ایجاد معنویت، ایثار و شهادت‌طلبی
مفاهیم و اصطلاحات معنویات، ایثار، جهاد و شهادت و پدیده‌هایی نامفهوم و غریب و بیگانه در رژیم منحط پهلوی بودند. محیط غرق در فساد و شهوات رژیم پهلوی، هواهای نفسانی را بر عقل‌ها و قلب‌ها غلبه داده و حاکم کرده بود. اسیر دنیا و مادیات شدن و تمام هم و غم خود را مصرف شکم‌پرستی، راحت‌طلبی و رفاه و لذت‌کردن، از ویژگی‌های بارز آن دوران بود و جایی برای معنویت باقی نگذاشته بود. جوانان عمدتاً به چیزی جز خوشی و لذت و لهو و لعب فکر نمی‌کردند. گوش‌دادن به موسیقی‌های مبتذل شرکت در مجالس لهو و لعب و رقص و آواز، روابط بی‌بند و بار و نامشروع بین زنان و مردان و دختران و پسران، دیگر مجالی برای ظهور و عرصة ایثار و شهادت نگذاشته بود.به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و در اثر تغییر ارزش‌ها و تحولات جوانان، دستاورد بزرگ دیگری حاصل گردید و آن به وجود آمدن روح معنویت و ایثار بین مردم، خصوصاً جوانان عزیز کشور بود. جوانان این مرز و بوم اعم از دختر و پسر، نه تنها به محیط فاسد دوران پهلوی پشت پا زدند، بلکه با تحولی که در آنان به وجود امد، انسان‌های وارسته و متدینی شدند که معنویت و ایثار و شهادت و شهادت‌طلبی در اعماق وجود آنان نفوذ و رسوخ کرد. هر چند برخی جوانان در اثر تربیت غلط خانوادگی و محیط نامساعد زندگی و یا اراده و میل خود، توفیق قرار گرفتن در جرگة این دسته از جوانان را پیدا نکردند، اما به هر حال قشر عظیمی از جوانان کشور در اثر انقلاب متحول شده و به معنویت و مقامات انسانی والایی دست یافتند.

این معنویت که در جوانان به وجود آمده بود، نه از روی تظاهر و ریا بود و نه از سر پیری و ناتوانی که بگوییم در جوانی هر کاری که خواسته‌اند کرده‌اند و حالا سر پیری و از ناتوانی روی به خدا و معنویت آورده‌اند. آنان در نهایت اخلاص و در عنفوان جوانی و تنها به واسطة مبارزه با هواهای نفسانی به این مقامات عالی رسیدند. عشق به خدا و محو در جمال او شدن، وصال حق را طلبیدن، عشق و محبت به ائمه معصومین(ع) مناجات و نماز شب، از جلوه‌های معنویت این جوانان بود. برای شناخت معنویت و اخلاص این عزیزان، بهترین کار مراجعه به احوالات آن‌ها در خلوت خویش و در روزها و لحظات آخر عمرشان می‌باشد. وصیت‌نامة آن دسته از این عزیزان که به فوز شهادت نائل شده‌اند، گویای احوال درونی آنان است. قلم را به حریم مقدس وصیت‌نامة این عزیزان می‌بریم و رشته سخن را به حالات درونی آنان که بی‌هیچ شائبه‌ای به سخن درآمده‌اند، می‌سپاریم.

شهید حسین موحد رستگار: «احساس می‌کنم که آخرین کلامم را روی صفحة کاغذ می‌نویسم و بسیار خوشحالم و از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجم. احساس می‌کنم خدا با من است. احساس می‌کنم ضیافت ائمه اطهار و اولیاء الله برایم آماده شده است. احساس می‌کنم شهدا را می‌بینم. احساس می‌کنم لحظه‌ای دیگر در کنارشان جای خواهم گرفت.»١

شهید مجید احمدی: «به نام او که زنده به اویم و رفتنم به سوی اوست، بودنم، وجودم، تمام هستی‌ام، معشوقم، معبودم و راه و هدفم اوست. با ذره ذره وجودم، با رگ و پوستم و با قلبم احساسش می‌کنم، اما افسوس که احساسم را نمی‌توانم بیان کنم.»٢
شهید حسینعلی اشرفیان: «خدایا این روح پریشان، درد دل دردمندی فقیر و بی‌نوایی اسیر و مستمندی سراپا تقصیر و سوز و گذار، عبدی است که تنها آرزویش رسیدن به وصال توست. این شرمندة ناتوان، این عبد کوچک، آرزویی جز یافتن مغفرت و بخشایش تو ندارد و برای او میلی جز پرواز به کوی تو نیست.»٣

شهید محمد مصطفوی: «خدایا! به من ایمانی عطاکن که همیشه حضور تو را در قلبم احساس کنم. معبودم! مرا به نفسم وامگذار و حب خودت را در دلم جای ده و مرا از لذت‌های دنیا دور بدار.»٤

شهید محمد داودیان: «خدایا تو می‌دانی که شهادت من به خاطر پست و مقام نیست. به خاطر تکبر و خودپسندی و عجب و ریا نیست. شهادت من به خاطر عشق تو و عشق به راه توست. از تو می‌خواهم مرا از یاران صالحین اسلام قرار دهی و در راه خودت به شهادت برسانی.»٥

همین معنویت‌ها بود که جوانان عزیز کشور ما را به مرزهای ایثار و شهادت‌طلبی رسانده و آنان را به آن طرف مرز، که سرزمین عشق و عاشقی و شهود و وصال حق بود، عبور داد. سرزمینی که قابل وصف نیست، فقط باید رفت و دید تا بتوان آن را فهمید و احساس کرد. عشق به دیدار حق و شهادت در راه او، منتهای آرزوی جوانان بود. آن‌ها مشتاقانه و صادقانه از خداوند متعال طلب شهادت می‌کردند. این ایثار و گذشت و شهادت‌طلبی‌ها دنیا را تکان داد و مسلمین جهان را متوجه خود ساخت. وجود این فضای معنوی و شهادت‌طلبی، دیگران را به غبطه و حسرت انداخت.

عدنان ذکری الحسینی امام جمعه مسجد ملبورن استرالیا در سفر به ایران با دیدن این صحنه‌ها و فضای معنوی گفت: «وقتی پیرمرد مسلمانی را دیدم که می‌گفت سه تن از فرزندانش را در جبهه‌های حق علیه باطل تقدیم اسلام کرده و خودش نیز با این که هفتاد سال از عمرش می‌گذرد، آرزوی رفتن به جبهه و شهادت در راه خدا را دارد، با خود گفتم ای کاش من هم در میان این مردم فداکار و دلیر بودم و در خاک مقدس این سرزمین، تحت لوای اسلام به شهادت می‌رسیدم.»٦

شهادت تعداد زیادی از جوانان برومند این کشور اگرچه از جهتی مایة تأسف و تأثر و خسران جامعه است که چنین عزیزانی را از دست می‌دهد، اما از جهت دیگر، مایه افتخار و سعادت است و خود به عنوان یک دستاورد مهم دیگری محسوب می‌شود که این جوانان به برکت انقلاب اسلامی توانستند با بهترین و والاترین شکل مرگ یعنی شهادت، از دنیا هجرت و به جهان ابدی سفر کنند، آن‌ها خود به فوز ابدی و سعادت جاوید رسیدند و با رفتنشان، پایه‌های اسلام و انقلاب را مستحکم کردند. در این مورد امام خمینی(ره) می‌فرمایند:«این نهضت اسلامی برای این دسته، این تحول را به بار آورده که اشخاصی که اصلاً وارد این کارهای جنگی نبوده‌اند، یک دفعه متحول شده‌اند و اشخاصی که جنگی شده‌اند و اشخاصی که در راه اسلام فداکاری کرده‌اند و شهید داده‌اند و من در عین حالی که بسیار متأسفم از این عزیزانی که از دست ما رفته‌اند، ولیکن مباهات می‌کنم به این تحولی که برای آن‌ها پیدا شده است.»٧

پی نوشت:
١- سخن آشنا (گزیده ای از وصیت نامه های شهدای گررانقدر جنگ تحمیلی) ، ص ٣٤

٢ - همان، ص ٨٢
٣- همان، ٨٣
٤- همان، ٧٩
٥- همان، ص ٨٠
٦- معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، ٣٨
٧ - در جستجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، ص ٣٨٢ (سخنرانی مورخ ١٦/١٢/١٣٥٨)


تحول چشمگیر در گازرسانی
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، تنها 5 شهر کشور از لوله‌کشی گاز بهره‌مند بودند. که این شهرها نیز عمدتاً در مسیر خط لوله سراسری قرار داشتند. در این دوران هدف عمده از تولید گاز، صادرات بود. این میزان در سال‌های پس از پیروزی انقلاب و به ویژه طی سال‌های 1367 تا 1374به میزان چشم‌گیری افزایش یافت. تا پایان سال 1375 جمعاً حدود 280 شهر کشور به شبکه گازرسانی پیوستند ١ و در سال 1379تعداد شهرهای تحت پوشش سیستم گازرسانی به 379 شهر رسید. ٢

بدین برتیب تعداد شهرهای تحت پوشش گاز در سال 1379 نسبت به سال 1357 ینی پایان دوران رژیم پهلوی، 76 برابر شده است. به عبارت دیگر در طی 22 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی 75 برابر کل دوران رژیم پهلوی شهرهای کشور تحت پوشش سیستم گازرسانی قرار گرفتند.شبکه‌گذاری گاز طبیعی در کشور نیز تا پایان دوره رژیم پهلوی 2 هزار کیلومتر بوده است که این میزان در سال 1379 به 59 هزار کیلومتر افزایش یافته است. ٣ یعنی میزان شبکه گذاری گاز طبیعی در طی این مدت 30 برابر شده است.
میزان انشعاب گاز طبیعی نیز در سال 1357 یعنی پایان دوران رژیم پهلوی، 879/51 مورد بوده است که در سال 1367 به 729/802 مورد ٤و در سال 1377 به 669/793/2 مورد ٥ و در سال 1379 به 000/300/3 مورد افزایش پیدا کرده است. ٦ بدین ترتیب تعداد انشعاب گاز طبیعی نیز از سال 1357 تا 1379، حدود 62 برابر شده است. یعنی به اندازه 61 برابر کل دوران رژیم پهلوی انشعاب گاز طبیعی نصب شده است.در مورد افزایش تعداد مشترکین گاز طبیعی نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحولات چشم‌گیری به وجود آمده است. جدول ذیل میزان مشترکین گاز طبیعی را در مقاط قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان می‌دهد.

پی نوشت:
١ - سیمای سازندگی ، ج ١ ، ص ١٨٧

٢ - گاز محور توسعه، ص ٦
٣ - سالنامه آماری سال ٧٩، ص ٢١٣
٤ - نفت و توسعه، ص ١٢٨
٥ - سالنامه آماری سال ٧١ ، ص ٣٥٠
٦ - گاز محور توسعه، ص ٧


ارزش افزوده بخش كشاورزی
طی سال‌های قبل از انقلاب، كشاورزی ایران دست‌خوش تحول چندانی نگردید و در حالت نسبی بسر می‌برد. میزان تولیدات متناسب با افزایش تقاضا (ناشی از رشد جمعیت و ازدیاد در آمدها) رشد نكرد و افزایش بازده در هكتار محصولات كشاورزی نیز ناچیز بود.از سوی دیگر مجموعه اقداماتی كه در رژیم گذشته تحت عنوان اصلاحات ارضی انجام شد، به دلیل مشكلات و نقایض متعدد نتوانست تحولات اساسی مثبتی در بخش كشاورزی به وجود آورد. وضع بسیار نامطلوب اقتصاد روستایی از یك طرف و جاذبه‌های روزافزون شهرها به سبب رونق كاذب اقتصادی از طرف دیگر، موجب تسریع مهاجرت نیروی فعال روستاها به شهرها شد و نیروی مذكور جذب بخش‌های دیگر اقتصادی گردید. افزایش بسیار سریع دست‌مزد در این بخش‌ها در مقایسه با درآمد بسیار ناچیز كشاورزی، مهم‌ترین عامل در تشدید مهاجرت روستاییان بود.دركنار مهاجرت كارگران كشاورزی به شهرها، ماشین آلات مكانیزه كشاورزی نیز نتوانست به نحوی مطلوب جایگزین نیروی كار شود، زیرا عدم مهارت و آشنایی به كار ماشین باعث پایین آمدن بازدهی ماشین آلات بود. با توجه به مشكلات ونارسایی‌های موجود در استفاده از اعتبارات بانكی، بالا بودن قیمت ماشین آلات نیز موجب شد كه اكثر كشاورزان قدرت خرید آن‌ها را نداشته باشند. توزیع نامناسب بذر، كود شیمیایی و سموم در پایین آمدن كیفیت محصول نقش مؤثری داشته است. اعتبارات كشاورزی برای واحدهای كوچك محدود بود و تكافوی نیازهای كشاورزان را نمی كرد. از این رو بیشتر كشاورزان با پیش فروش كردن محصول خود به قیمت نازل به تأمین منابع مالی مورد نیاز خود می‌پرداختند.

به طور كلی، با توجه به مسائل فوق، در دوره قبل از انقلاب اسلامی، از امكانات بالقوه داخلی و منابع آب و خاك كشور در جهت رشد و شكوفایی بخش كشاورزی استفاده مؤثر به عمل نیامد. در نتیجه این بخش در مقایسه با سایر بخش‌های اقتصادی و به ویژه بخش‌های صنعت و خدمات از رشد بسیار كمتری برخوردارشد. بدین ترتیب، سهم بخش كشاورزی در تولید ناخالص داخلی طی دورة مذكور روندی نزولی داشت و به عنوان مثال از 8/9 درصد در سال 1354به 7/8 درصد در سال 1356محدود گردید. این روند به تركیب ناموزون تولید ناخالص داخلی كشور منجر گردیده و موجب تشدید وابستگی به خارج در زمینه تأمین محصولات كشاورزی مورد نیاز كشور شد.در آن سال‌ها، سطح زیر كشت محصولات عمده كشاورزی (به استثناء پنبه) به طور نسبی افزایش داشته است. رشد ارزش افزوده بخش كشاورزی با آن‌كه بعد از انقلاب در اكثر سال‌ها چندان قابل توجه نبوده است، اما با قیمت های ثابت به جز سال‌های 1362 و 1367 منفی نگردید. با وجود این، به علت ادامه مشكلات بنیادین این بخش و بروز مسائل جدیدی نظیر جنگ تحمیلی، تولیدات كشاورزی در حد لزوم افزایش نداشت. البته در این دوره پرداخت‌های بانك كشاورزی افزایش قابل ملاحظه‌ای یافت و این بانك با اعطای وام جهت مصارف مورد نیاز كشاورزان كمك مؤثری نمود.

در بخش كشاورزی، یكی از متغیرهای بسیار مهم "رشد ارزش افزوده بخش كشاورزی" می باشد. روند تغییرات این متغییر، بسیار نوسانی بوده است. با عنایت به اینكه یكی از سیاست‌های محوری بعد از انقلاب اسلامی، اهمیت قائل شدن برای بخش كشاورزی بوده است، در تمام دوره بعد از انقلاب اسلامی تا سال 1367، كشاورزی تنها بخشی بوده كه ارزش افزوده آن هر ساله رشدی مثبت داشته است(به جز سال‌های 62 و 67). مثلاً حتی در سال 1357 هم كه ارزش افزوده همه بخش‌های اقتصادی، رشد منفی نشان داده‌اند، بخش كشاورزی رشدی معادل 3 درصد داشته است. در سال 1368، رشد منفی ارزش افزودة بخش كشاورزی به رشد مثبت 7/3 درصدی مبدل گردیده است. افزایش این روند در سال 1369، به حداكثر مقدار خود در طول سالهای مورد مطالعه (یعنی 1/8 درصد) می‌رسد. در سال 1370، این رشد نقصان می‌یابد وبه 1/5 درصد می رسد، اما در سال 1371 با افزایش آن (4/7درصد) روبرو می‌شویم.ظرف دو سال بعدی رشد ارزش افزوده كاهنده است و در سال 1357باز افزایش یافته است (5/3درصد).

یكی دیگر از شاخص‌های بسیار مهم بخش كشاورزی "سهم ارزش افزوده كشاورزی در كل تولید(ثابت61)" است. این شاخص در طول سال‌های دوره 1367 تا 1375 با افت و خیزهای بسیار محدودی روبرو بوده است. بالاترین مقدار این شاخص مربوط به سال 1367است كه 4/25 درصد می‌باشد. این نسبت تا سال 1370 نزولی بوده و بعد از آن تا سال 1374 افزایش یافته است.شایان ذكر است كه ارزش افزوده بخش كشاورزی از 2746میلیارد ریال در سال 1368به 9/3822میلیارد ریال در سال 1375رسیده است.(1) كه از متوسط رشد سالانه‌ای معادل 84/4 درصد برخورداربوده است. این بخش با برخورداری از حمایت‌هایی از قبیل تسهیلات بانكی، ارائه و ترویج آموزش‌ها و فن آوری و به ویژه تأمین نهادة مهم آب از بهبود نسبی برخوردار شد. ساخت شبكه‌های اصلی و فرعی آبیاری و سدهای مخزنی كوچك و بزرگ و همچنین توسعه و تقویت سیستمهای آبیاری تحت فشار در كنار تشكیل تعاونی‌های بزرگ تولیدات كشاورزی زمینه بسیار مناسبی برای شكوفایی بخش كشاورزی فراهم نمود.

پی نوشت:
1- گزارش اقتصادی سال 1376، جلد اول، سازمان برنامه و بودجه، ص 81.


گسترش بهره برداری از گاز
نظر به این كه ایران به عنوان یكی از كشورهای بزرگ دارای ذخایر گازی جهان محسوب می‌شود. دسترسی مردم عزیز كشورمان به استفاده از این نعمت خداداد و ارزان – مخصوصاً گاز لوله كشی شده كه امكان بهره برداری از آن بسیار راحت تر می‌باشد- توقعی منطقی و حقّی مسلّم می‌باشد كه در دوران رژیم پهلوی توجه لازم به آن نشده است. ذخایر نفت و گاز ایران در سال 1379 قریب 260 میلیارد بشكه نفت خام برآورد گردیده است كه 65درصد آن را گاز طبیعی و 35 درصد را نفت خام تشكیل می دهد. رشد تقاضای گاز طبیعی در جهان و ایران در طی دهه اخیر همواره بیش از نفت خام بوده است و لیكن سرعت جایگزینی گاز با نفت در ایران بیش از سایر ممالك جهان می باشد.(1) به منظور تسهیل و سرعت بخشیدن به امكان دسترسی آحاد مردم كشورمان به این نعمت الهی، بهره گیری از گاز طبیعی و جایگزینی گاز با سایر حاملهای انرژی، یكی از اهداف مهم و استراتژیك در چار چوب سیاست انرژی كشور در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی تعریف شده است.

تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، تنها 5 شهر كشور از لوله كشی گاز بهره مند بودند، كه این شهرها نیز عمدتاً در مسیر خط لوله سراسری قرار داشتند. در این دوران، هدف عمده از تولید گاز، صادرات بود. این میزان در سالهای پس از پیروزی انقلاب و بویژه طی سالهای 1367 تا 1374 به میزان چشم گیری افزایش یافت. تا پایان سال 1375 جمعاً حدود 280 شهر كشور به شبكه گاز رسانی پیوستند (2) و در سال 1379 تعداد شهرهای تحت پوشش سیستم گاز رسانی به 379 شهر رسید.(3)

بدین ترتیب تعداد شهرهای تحت پوشش گاز در سال 1379 نسبت به سال 1357 یعنی پایان دوران رژیم پهلوی، 76 برابر شده است. به عبارت دیگر در طی 22 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی 75 برابر كلّ دوران رژیم پهلوی شهرهای كشور تحت پوشش سیستم گاز رسانی قرار گرفتند.

تعداد شهرهای تحت پوشش لوله كشی گاز
شبكه گذاری گاز طبیعی در كشور نیز تا پایان دوره رژیم پهلوی 2 هزار كیلومتر بوده است كه این میزان در سال 1379 به 59 هزار كیلو متر افزایش یافته است.(4) یعنی میزان شبكه گذاری طبیعی در طی این مدت 30 برابر شده است.

شبكه گذاری گاز طبیعی (به هزار كیلو متر)
میزان انشعاب گاز طبیعی نیز در سال 1357 یعنی پایان دوران رژیم پهلوی، 879/51 مورد بوده است كه در سال 1367به 729/802 مورد(5) و در سال 1377 به 669/793/2 مورد(6) و در سال 1379 به 000/300/3 مورد افزایش پیدا كرده است. (7) بدین ترتیب تعداد انشعاب گاز طبیعی نیز از سال 1357 تا 1379، حدود 62 برابر شده است. یعنی پس از انقلاب به اندازه 61 برابر كلّ دوران رژیم پهلوی انشعاب گاز طبیعی نصب شده است.در مورد افزایش تعداد مشتركین گاز طبیعی نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تحولات چشم گیری به وجود آمده است. جدول ذیل میزان مشتركین گاز طبیعی را در مقاطع قبل وپس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان می دهد.همان گونه كه در جدول فوق مشاهده می‌شود تعداد مشتركین گاز طبیعی از 472/46 مورد در سال 1357 یعنی پایان دوره رژیم پهلوی به 293/580 مورد در سال 1367 افزایش یافته است. یعنی دردهه ی اوّل انقلاب تعداد مشتركین گاز حدود 5/12 برابر شده است. به عبارت دیگر در همان ده سال سال اوّل انقلاب، حدود 5/11 برابر كلّ دوران رژیم پهلوی به مردم گاز طبیعی واگذار شده است.براساس جدول فوق تعداد مشتركین گاز در سال 1375 به 000/900/2 مورد و در سال 1379 به 000/500/4 مورد افزایش پیدا كرده است. بدین ترتیب تعداد مشتركین گاز طبیعی در سال 1375 نسبت به سال 1357، حدود 5/62 برابر و در سال 1379 نسبت به سال 1357 حدود 96 برابر شده است. به عبارت دیگر در طی 22 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، 97 برابر كلّ دوران رژیم پهلوی به مردم گاز طبیعی واگذار شده است.

پی نوشت:
1-گاز محور توسعه، ص2.

2- سیمای سازندگی، جلد1، ص 187.
3- نفت وتوسعه، ص 128.
4- گاز محور توسعه، ص6.
5- سالنامه آماری سال 71، ص 350.
6- سالنامه آماری سال 79، ص 213.
7- گاز محور توسعه، ص 7.
8- سیمای سازندگی، جلد1، ص 194.
9- نفت و توسعه، ص 128.



منبع: ٩٢ دستاورد انقلاب اسلامی ایران، مؤسسه ی فرهنگی قدر ولایت، انتشارات معاونت فرهنگی ستاد مشترك سپاه


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :