تبلیغات
تفسیر آفتـاب - آیا نظام جمهوری اسلامی کار آمد است؟
 
پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره

  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
آیا نظام جمهوری اسلامی کار آمد است؟
پرسش :

آیا نظام جمهوری اسلامی كارآمد و موفق بوده است؟

پاسخ :
از مباحث بسیار مهم و بحث‌انگیز در اندیشة سیاسی، بحث كارآمدی[1] نظام سیاسی اسلامی است. این بحث از آن رو اهمیت فوق العاده یافته و می‌یابد كه به جنبه‌های عینی و عملی موفقیت یك نظام در تحقق اهداف و برنامه‌هایش و وضعیت مادی و معنوی مردم نظر دارد. با اذعان به این مطلب كه مباحث، چالش‌ها و پرسش‌های نظری به لحاظ مبنایی بر مباحث، چالش‌ها و پرسشهای عملی تقدم دارند، اما در نگاه عموم این پرسش كه یك نظام سیاسی چه مقدار در عمل كارآمد است، پرسشی جدّی‌تر و عینی‌تر می‌نماید.
هر چند پرسش از كارآمدی نظام سیاسی اسلام از بدو تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، و حتّی پیش از آن، از دغدغه‌ها و پرسش‌های مطرح در میان برخی نخبگان داخلی و خارجی بود،[2] اما اینك پس از گذشت بیش از دو دهه از حاكمیت این نظام و پیدایش چالش‌ها و موانع كوچك و بزرگ و جریان‌های فكری دگراندیش در برابر آن، به ویژه در چند سال اخیر، به نظر می‌رسد این پرسش به جدی‌ترین و مهم‌ترین، پرسش نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است. این در حالی است كه توجه دادن به این مطلب همواره یكی از محورهای اصلی در بیانات معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی (ره)[3] و مقام معظم رهبری بوده است.

در این گفتار تلاش شده تا به اختصار با ارائه توصیفی واقع گرایانه از اهداف، امكانات و موانع جمهوری اسلامی ایران، راه برای ارزیابی كارآمدی این نظام هموارتر و فضای حاكم بر این بحث شفاف‌تر گردد. اما ابتدا لازم است دربارة برخی مفاهیم و مباحث كلیدی، نظیر مفهوم كارآمدی و نسبت آن با مشروعیت، توضیحاتی ارائه شود.

1. تعریف كارآمدی
دربارة كارآمدی تعاریف متعددی بیان شده است.[4] اما آنچه از مجموع این تعاریف به دست می‌آید و به نظر می‌رسد كه به صحت قرین باشد این است كه: كارآمدی یعنی «موفقیت در تحقق اهداف با توجه به امكانات[5] و موانع». از این رو كارآمدی هر پدیده بر اساس سه شاخصة اهداف، امكانات و موانع آن پدیده مشخص می‌گردد. هر قدر پدیده‌ای[6] با توجه به سه شاخصة مذكور در تحقق اهدافش موفق باشد به همان مقدار كارآمد است.

چنین تعریفی از كارآمدی، ‌تعریفی پراگماتیستی نیست، زیرا در تعاریف پراگماتیستی صرفاً سود و فایدة عملی فارغ از هرگونه جهت‌گیری ارزشی، معیار است. حال آن كه بر اساس این تعریف، همان گونه كه خواهیم دید، مؤلفه‌های ارزشی و كیفی از بالاترین مقدار اهمیت برخوردارند. همچنین این تعریف با نظریة بسیار مشهور در باب كارآمدی با نام «تئوری توفیق»[7] متفاوت است. زیرا اولاً؛ طبق تئوری توفیق فقط «اهداف ذاتی» ملاك هستند، نه اهداف تبعی و ارزیابی كارآمدی هر سازمان تنها باید براساس سنجش موفقیت نهایی آن سازمان در تحقق اهداف ذاتی‌اش مشخص شود. ثانیا؛ از آنجا كه در این نظریه تنها تحقق اهداف مهم است، ابزار و روش تحقق آن مهم نیست و تفاوتی نمی‌كند و از هر وسیله‌ای می‌توان برای رسیدن به اهداف استفاده كرد. اما همان گونه كه خواهیم دید بر اساس تعریف ارائه شده هر چند میان اهداف اصلی، ذاتی، نهایی،كمی و كیفی تفاوت است، اما در سنجش كارآمدی هر یك از این اهداف ارزش و سهم خاص خود را دارا می‌باشد، افزون بر این، نظام ارزشی كه تعیین كننده اهداف است، اجازه نمی‌دهد از هر وسیله‌ای برای دستیابی به هدف استفاده شود. همچنین در نظریة توفیق به تأثیر امكانات و موانع در راه رسیدن به اهداف توجّهی نشده است.

با توجه به تعریف كارآمدی چند نكتة اساسی به شرح ذیل قابل بیان است:
1ـ1. كارآمدی امری نسبی است
اگر به نوع پرسش‌هایی كه دربارة كارآمدی پدیده‌های گوناگون مطرح می‌شود دقت كنیم، ‌در می‌یابیم كه گویا در تلقی افراد، كارآمدی امری مطلق است. اما آیا واقعاً چنین است؟ پاسخ این پرسش گرچه به لحاظ نظری مشكل نیست، توجه به آن می‌تواند در فهم، قضاوت و ارزیابی در باب كارآمدی مفید باشد. از آن جا كه هر پدیده اهداف، امكانات و موانع خاص خود را دارد به راحتی می‌توان دریافت كه كارآمدی امر نسبی است و كارآمدی هر پدیده مخصوص خود آن است. از این گذشته با توجه به این كه اهداف، امكانات و موانع یك پدیدة خاص نیز می‌تواند تغییر كند، كارآمدی هر پدیده خاص در حالات و شرایط گوناگون متفاوت است. اهمیت توجه به این نكته آن گاه روشن‌تر می‌گردد كه بخواهیم دربارة كارآمدی پدیده‌های زمانمند داوری كنیم. برای مثال یك نظام سیاسی امری زمانمند و دارای مراحل است كه در زمانهای مختلف می‌تواند از امكانات و موانع و اهداف متفاوت برخوردار باشد. از این رو كارآمدی نظام سیاسی را باید در شرایط و مراحل گوناگون، جایگزینی،[8] استقرار،[9] تثبیت اولیه،[10] گذار،[11] و ثبات،[12] جداگانه بررسی و ارزیابی كرد. البته كارآمدی كل برابر است با حاصل جمع (جبری) كارآمدی‌های مراحل گوناگون.

2ـ1. كارآمدی جزء ـ كل
در مقام ارزیابی كارآمدی یك پدیدة مركب، نظیر نظام سیاسی، آیا می‌توان بر اساس كارآمدی یا ناكارآمدی یك جزء، آن پدیده را كارآمد یا ناكارآمد دانست؟ برای مثال آیا می‌توان به دلیل كارآمدی یا ناكارآمدی یكی از قوای سه گانه یك حكومت آن حكومت را كارآمد یا ناكارآمد دانست؟ دربارة یك دانشكده یا یك مدرسه با توجه به زیر مجموعه‌های آنها چه طور؟ بر اساس تعریف كارآمدی، به لحاظ منطقی پاسخ این پرسشها منفی است. زیرا كارآمدی یك پدیده مركب امری است مجموعی كه از حاصل جمع (جبری) كارآمدی اجزاء به دست می‌آید.

توجه به این نكته می‌تواند راه را بر برخی مغالطات در باب ارزیابی كارآمدی نظام‌های سیاسی، از جمله نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مسدود كند. بارها دیده شده است كه برخی نویسندگان از كارآمدی یكی از اجزای نظام سیاسی لیبرال، كارآمدی كل این نظام را نتیجه گرفته‌اند و برعكس از ناكارآمدی یكی از اجزاء نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ناكارآمدی كل این نظام را استنتاج كرده‌اند. این كار كه همان سرایت دادن حكم جزء به كل است چیزی جز مغالطة مشهور به مغالطة جزء و كل نیست.[13]
گاهی برخی اجزاء یك پدیدة مركب از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردارند كه در تلقی عرفی و عمومی صحت و درستی یا عیب و نادرستی، كارآمدی یا ناكارآمدی آن جزء با كارآمدی یا ناكارآمدی كل برابر به حساب می‌آید. با معرفی برخی مصادیق این مطلب دربارة پیامدهای این تلقی عرفی بحث كنید.

3ـ1. كارآمدی ـ ارزش اهداف
همان گونه كه پدیده‌های گوناگون می‌توانند دارای اهداف متفاوت باشند، یك پدیده خاص نیز ممكن است چند نوع هدف داشته باشد. برخی اهداف كیفی‌اند و برخی كمّی، برخی اهداف ذاتی‌اند و برخی غیرذاتی، برخی اهداف غایی‌اند و برخی غیرغایی. در صورتی كه یك پدیده دارای اهداف متنوع باشد، در برآورد كارآمدی آن باید به تفاوت میان آنها و سهم و ارزش هر یك توجه شود.دلیل تفاوت اهداف، به نوع ارزش آنها باز می‌گردد. اگر ارزش یك هدف ارزشی ذاتی باشد، آن هدف به هدفی ذاتی تبدیل، و اگر ارزش یك هدف ارزشی غیر ذاتی (تبعی) باشد آن هدف به هدفی غیرذاتی تبدیل خواهد شد.[14] از این رو باید گفت كه نظام ارزشی تعیین كننده اهداف است.

یادآوری: مفهوم ارزش كاربردهای گوناگون دارد. در مجموع می‌توان گفت ارزش یعنی مطلوبیت. از این رو اگر پدیده‌ای به خودی خود مطلوب باشد دارای ارزش ذاتی است؛ و اگر به خودی خود مطلوب نباشد، بلكه از آن جهت مطلوب است كه سبب دست‌یابی به مطلوب دیگر است، ارزش آن پدیده غیرذاتی (تبعی) خواهد بود.

نكتة در خور توجه آن است كه نظام ارزشی به طور عام، خود تابعی از نظام جهان شناسی است. از این رو مقدار ارزش اهداف هر نظام، ‌از جمله نظام سیاسی، تابع نظام جهان شناسی آن است. برای مثال در نظام سیاسی مادی‌گرایانه كه بر جهان بینی مادّی بنا شده است، ارزش‌های مادی[15] و دنیایی بر ارزش‌های غیرمادی و معنوی،[16] رجحان دارند. (البته، اگر اساساً این گونه نظامها دارای ارزشهای معنوی باشند). یا از نگاه یك نظام سیاسی مبتنی بر اصالت انسان و اصالت سود،[17] مانند لیبرالیسم، ارزش سود، رفاه و امنیت مادی انسان بر هر ارزش دیگری برتری دارد.[18] از این رو، كارآمدی را با مقدار سود، رفاه و امنیت مادی برابر می‌گیرند و هر نظام سیاسی و حكومتی كه نتواند این سه هدف را تأمین كند، نظامی ناكارآمد خواهد بود.

در مقابل، نظام‌های سیاسی الهی كه بر پایه‌های جهان‌بینی دینی قرار یافته‌اند، به ارزشهای معنوی بیش از ارزشهای مادّی بها می‌دهند. از این رو، در تعیین مقداری كارآمدی این گونه نظام‌ها مقدار تحقق اهداف معنوی از اهمیت بیشتری برخوردارند، تا آن جا كه گاه تحقق این نوع اهداف عدم تحقق برخی اهداف مادی را جبران می‌كند. روشن است كه بر پایة آموزه‌های نظام الهی آن دسته از نظام‌هایی كه دغدغة اهداف معنوی را ندارند و به ارزشهای دینی و اخلاقی بی‌اعتنا یا كم ‌اعتنا هستند، نظام‌هایی ناكارآمد خواهند بود، هر چند كه در تحقق اهداف مادی موفق باشند.

از آنچه گذشت روشن می‌شود كه كارآمدی هر نظام با توجه به جهان بینی و نظام ارزشی آن مشخص می‌گردد.[19] زیرا شاخصة «اهداف» كه تعیین كننده‌ترین شاخصة كارآمدی است از جهان بینی و نظام ارزشی اخذ می‌شوند.اما این تنها اهداف نیستند كه از نظام ارزشی اخذ می‌شوند، بلكه نظام ارزشی به طور مستقیم یا غیرمستقیم، دست كم، بر برخی امكانات و موانع تأثیرگذار است. برای مثال نظام ارزشی توحیدی، توافق، همیاری و همدلی با كفار و مشركان معاند، صورتی كه با اساس نظام توحیدی و اهداف آن در تعارض باشد، جائز نمی‌شمارد.[20] نیز در چنین نظامی نمی‌توان از هر وسیله‌ای به مثابه امكان و ابزار رسیدن به اهداف سود جست. نظام ارزشی توحیدی، حمایت از مظلومان و كمك به آنان را از اهداف بسیار مهم خود می‌داند، هر چند كه چنین حمایتی به مستمسكی قویّ برای دشمنی دشمنان تبدیل شود و از این رهگذر موانعی جدّی و بزرگ برای نظام توحیدی پدید آید.[21]

نتیجه بسیار مهم این قسمت این است كه هرگونه تغییر در نظام ارزشی می‌تواند بر كارآمدی تأثیر گذارد. بحث از مكانیزم تغییردر نظام ارزشی نیازمند بخشی مستقل است. اما آنچه در اینجا به اجمال باید گفت این است كه نظام ارزشی، دست كم، ‌به پنج صورت، می‌تواند بر نظر و عمل فاعل (فرد، گروه، سازمان، حكومت) تأثیر گذارد.

1. هدف‌گذاری؛
2. تعیین روش، ابزار؛
3. هنجار آفرینی؛
4. نیاز آفرینی؛
5. رفتار و عمل.


برای مثال اگر در جامعه‌ای تجمل و مَدرك تبدیل به ارزش شود، از آنجا كه مردم به طور طبیعی خواهان احترام و در پی كسب آن چیزی هستند كه با ارزش می‌دانند، در آنان احساس نیاز به تجمل و مدرك پدید می‌آید. این نیاز و تقاضا علاوه بر آن كه بر هدف‌گذاری، ‌تصمیم گیری، روش و رفتار آنان تأثیر می‌گذارد، مقتضی تغییر اهداف، روش‌های كلان جامعه و در نتیجه تغییر كارآمدی آن است.[22]

در یك تقسیم بندی كلی می‌توان امكانات لازم برای كارآمدی را به دو دستة مادی و غیرمادی تقسیم نمود.
1ـ3. امكانات طبیعی و مادی
مراد از امكانات مادی همة مؤلفه‌ها و عناصری است كه به طور طبیعی در اختیار یك نظام قرار دارد. منابع طبیعی، موقعیت جغرافیای سیاسی، وضعیت آب و هوایی، خاك‌، زمین، منابع آبی، منابع زیرزمینی و روزمینی، ضریب هوشی و استعدادی طبیعی، و نظایر آن.
2ـ3. امكانات غیر مادی.

برای آن كه یك نظام كارآمد باشد، افزون بر امكانات مادی و نبودن موانع، به مجموعه‌ای از امكانات غیرمادی نیازمند است. امكانات غیرمادی طیفی گسترده را شامل می‌شود كه در اینجا به برخی از اهم آنها اشاره می‌شود.

مبانی اندیشه‌ای (جهان بینی و نظام ارزشی)، مشروعیت، مجموعة قوانین و مقررات صحیح و متناسب (قانون اساسی، قوانین عادی، ‌مقررات،...) ساختار، تشكیلات، طراحی، برنامه‌ریزی، نیروی انسانی متعهد و متخصص، مدیریت، ‌نظارت و كنترل، بستر مناسب سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی داخلی و خارجی و... .

4. موانع
موانع كارآمدی یك نظام نیز به دو دسته كلی تقسیم پذیر است:
1ـ4. موانع داخلی
كمبود یا فقدان هر یك از امكانات مادی و غیر مادی خود مانعی بر سر راه تحقق اهداف یك نظام به حساب می‌آید. افزون بر این، الف) افزایش تقاضای خدمات (برای مثال در اثرافزایش زاد و ولد، پناهندگان خارجی)، ب) افزایش آستانه رضایتمندی (برای مثال در اثر ارتقاء سطح آگاهی، ‌رفاه، تغییرات ارزشی، تبلیغات، ...)، ج) تحولات ناموزون و غیرمناسب سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، د) میراث‌های منفی و مخرب علمی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هـ) گروه‌های بی‌تفاوت، مخالف و معاند داخلی، و) اشتباهات و انحرافات مسئولان، مدیران و كارگزاران، ... از جمله موانع داخلی هستند.

2ـ4. موانع خارجی
نظام سیاسی، ‌مانند هر پدیده‌ای دیگر، برای تحقق اهداف خود نیازمند آن است كه بر موانع خارجی فایق آید. موانع خارجی نظام سیاسی را در یك نگاه كلی می‌توان به شش دسته تقسیم نمود.

الف. موانع اندیشه‌ای (جهان‌بینی‌ها و نظام‌های ارزشی مخالف، مهاجم).
ب. موانع فرهنگی (فرهنگ‌های متفاوت، مخالف، مهاجم).
ج. موانع سیاسی (اهداف، رویكردها، روش‌ها و رفتارهای سیاسی مخالف، مهاجم).
د. موانع اقتصادی (حصر، بایكوت اقتصادی و...).
هـ . موانع نظامی (حمله، ‌تهدید نظامی).
و. موانع مربوط به قوانین و مقررات (قوانین، مقررات، كنوانسیون‌های مخالف).

با توجه به آنچه گفته شد و نیز مقایسه وضع كشور در بخش‌های مختلف با قبل از انقلاب و نیز كشورهای دیگر و امكانات آنها، می‌توان به دست آورد كه آیا این نظام اسلامی موفق بوده است یا نه. این امر مورد قبول است كه در نظام جمهوری اسلامی نیز مثل همه نظام‌ها مشكل‌هایی است و كمبودهایی به چشم می‌خورد كه باید آنها را با توجه به مقدار امكانات و حجم موانع موجود بر سر راه این نظام مورد ارزیابی قرار داد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
برای تحقیق بیشتر خصوص لازم است به گزارش‌هایی كه به طور مستمر از سوی ارگانهای مختلف نظام خصوصاً در ایام الله دهه فجر در هر سال منتشر می‌شود، مراجعه و روند توسعه كشور بررسی شود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . Effectiveness .

[2] . این بحث از اول نیز مطرح بود و حتی پیش از انقلاب نیز این موضوع جزء بحث‌های ما در زندان با دیگر گروه‌های سیاسی بود... بعدها فضای سیاسی كشور به گونه‌ای شد كه امكان پیروزی انقلاب می‌رفت، لذا این بحث كاملاً جدی مطرح شد... پس از پیروزی انقلاب نیز از همان اول این بحث شروع شد... در یكی دو سال نخست، بحث خیلی جدی بود، ولی كم كم گروه‌های مخالف حاكمیت اسلامی از صحنه كنار رفتند و دیگر این بحث در میان خود ما به طور جدی وجود نداشته است و تنها در محافل مخالفان جمهوری اسلامی این بحث‌ها مطرح بود و مخصوصاً در خارج كتابهایی نیز در این باره منتشرشده است. ولی در یكی دو سال اخیر، دوباره این بحث دارد خودش را نشان می‌دهد؛ (كارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران، گفت و گو با هاشمی رفسنجانی، نشریه حكومت اسلامی، شماره 14، زمستان 78، ‌ص 31).
[3] . صحیفه امام، ج 18، ص 27، 80 و 308؛ همچنین صحیفة امام، ج 19، ص 35، 257، 302 و 365، و نیز وصیت نامة حضرت امام (ره).
[4] . این اصطلاح بیشتر در سه قلمرو مدیریت، اقتصاد و سیاست كاربرد دارد. در فرهنگ علوم سیاسی این اصطلاح به اثربخشی، تأثیر، توانایی، ‌نفوذ، كفایت، قابلیت و لیاقت معنا شده است. در تعریفی دیگر كارآمدی با كارآیی مترادف گرفته شده و این گونه تعریف شده است: قابلیت و توانایی رسیدن به هدف‌های تعیین شده و مشخص. سنجش مقدار كارآیی (از طریق مقایسة مقدار استاندارد با هدف یا مقدار كیفیتی كه عملاً به دست آمده صورت می‌گیرد. مثلا تولید واقعی با تولید مورد هدف و یا زمان مصرف شده با زمان پیش بینی شده مقایسه می‌شود.
آقا بخشی، علی، ‌فرهنگ علوم سیاسی، تهران، انتشارات چاپار، 1379، ص 446.
در فرهنگ اقتصادی كارآمدی و كارآیی، مترادف گرفته و چنین تعریف شده است: استفاده مطلوب از منابع یا عوامل تولید یا قابلیت و توانایی رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده. گلریز، حسن، فرهنگ توصیفی لغات و اصطلاحات علوم اقتصادی، تهران، مركز آموزش بانكداری، چاپ اول، 1368.
در فرهنگ توصیفی مدیریت، كارآمدی به درجه و مقداری كه یك اقدام یا فعالیت به هدف پیش بینی شده نایل می‌شود، تعریف شده است؛ فرنج، دِرك، فرهنگ توصیفی مدیریت، ترجمه محمد صائبی، ‌تهران، مركز آموزش مدیریت دولتی، 1371، ص 211.
گاه نیز كارآمدی به «نسبت ستاده‌ها به نهاده‌ها» تعریف شده است، زاهدی، شمس السادات، فرهنگ جامع مدیریت، تهران، چاپ سپهر، 1376، ص 111 ـ 112.
در فرهنگ مدیریت عمومی، گلدن لایز سه ویژگی برای كارآمدی مدیریت ذكركرده است. الف) باید برای برآورده ساختن اهدافی كه برای آن طراحی شده است توانا باشد. ب) باید بتواند با تغییرات فرضی كه اوضاع و شرایط اجتماعی و توسعه و پیشرفت فنی پدید آورد همگام باشد. ج) باید در عین آن كه با سیاست‌ها و برنامة كلی مطابق است، تقاضاهای خاص هر یك از اجزاء گوناگون را روا سازد.
DICTIONARY OF PUBLIC ADMINSTRATION, Ed; Gayon Raj, Valosta state university, U. S. A. 1998. p. 110)
[5] . امكانات در این تعریف اعم از ظرفیت، استعدادها، ابزار و وسایل و منابع مادی و غیرمادی است.
[6] . مراد از پدیده در این جا هر نوع وسیله، دستگاه، سیستم (نظام)، روش و... است.
[7] . Goal - attainment theory.
[8] . Replacement .
[9] .Deployment .
[10] . First fixation .
[11] . Transriton .
[12] . Stabilization .
[13] . قانون اساسی، مشروعیت و كارآمدی، عصر ما، شماره 202.
[14] . برای آگاهی بیشتر در باب ارزش ر.ك: مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق، ص 39، نیز ر.ك: جمعی از نویسندگان، درآمدی بر مبانی اندیشه اسلامی، ص37.
[15] . Material Values .
[16] . Numinous Values .
[17] . Utilitarnism .
[18] . برای آگاهی بیشتر ر.ك: آربلاستر، آنتونی، لیبرالیسم غرب، ترجمه عباس مخبر، ص 81، 281، 284؛ همچنین بنگرید به: لاریجانی، محمد جواد، تدین، حكومت و توسعه، ص 221.
[19] . مرتضوی، سید ضیاء، كارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران، حكومت اسلامی، شماره 14، ص 10.
[20] . ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را ولی و هم جبهه خود مگیرید كه پیام دوستی به آنها بفرستید. (ممتحنه/1)
[21] . لاریجانی، ‌محمد جواد، حكومت، مباحثی درمشروعیت و كارآمدی، ص ر. (مقدمه).
[22] . برای آگاهی بیشتر ر.ك: رفیع پور، فرامرز، توسعه و تضاد، ص 159 ـ 223.


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :