تفسیر آفتـاب امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است . http://tafsiraftab.mihanblog.com 2017-11-19T05:06:35+01:00 text/html 2017-11-15T14:21:55+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات شش خاطره دکتر عارفی از امام راحل http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/238 <div align="justify"><font color="#3333FF">1<img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/144065131.jpg" alt="" vspace="0" border="0" align="left" hspace="5">. </font>صرفه‌جویی <font color="#009900">امام خمینی<font size="1" color="#000000">(</font></font><font size="1">ره)</font> قابل تأمل بود. در طول مدتی که در بیمارستان قلب بستری بودند، من در کنارشان بودم (سال 1358) و در فاصله چند متری کنار تخت‌شان می‌خوابیدم. چراغ کم‌نوری بالای سر ایشان روشن بود. صبح‌ها به محض بیدار شدن تذکر می‌دادند چراغ را خاموش کنید. یا برای مثال، برای وضو گرفتن با یک دست شیرآب را باز می‌کردند و با دست دیگر یک مشت آب پر کرده و بلافاصله شیر را می‌بستند و شاید با سه یا چهار مشت آب وضو می‌گرفتند. ما برای آنکه هوای حمام با بخار‌آب گرم شود چون زمستان بود و خیلی هوا سرد بود، مقداری آب گرم به وسیله دوش آزادانه رها می‌کردیم. حضرت امام به محض متوجه شدن موضوع ما را از عمل فوق منع کردند. برای درمان و پیشگیری دردهای قلبی پمادنیتروگلیسرینی تجویز شده بود که هر چهار ساعت آن را به وسیله کاغذ و چسب روی ساق پا قرار می‌دادند و هر چهار ساعت قبلی را برداشته و پس از تمیزی پوست پماد جدید و کاغذ را قرار می‌دادند. یادم هست یک دستمال کاغذی را به چند تکه کوچک تقسیم و برای تمیزی پوست استفاده می‌کردند. <br><br><font color="#3333FF">2. </font>ایشان به حدی به توصیه‌های پزشکان اهمیت می‌دادند و برای آنها ارزش قایل بودند که برای ورزش‌های توصیه شده و پیاده‌روی حتی در زمستان‌ها که نمی‌توانستند به دلیل یخ‌بندان و برف به حیاط منزل بروند، در داخل اتاق پیاده‌روی می‌کردند. صبح‌ها حدود ساعت 7 و حدود ساعت <font size="1">9/30 </font>و بعدازظهر 4/30 در سه نوبت پیاده‌روی می‌کردند. جالب آنکه در موقع پیاده‌روی از رادیوی کوچک به اخبار مجلس و رادیوهای بیگانه گوش می‌دادند و موقعی که وقت اخبار نبود، با تسبیح ذکر می‌گفتند یا با یکی از نزدیکان قدم‌زنان صحبت می‌کردند. ایشان آن‌چنان دقیق برنامه‌ها را اجرا می‌کردند که همه ما می‌دانستیم در رأس فلان ساعت حضرت امام مشغول چه کاری و در چه محلی است. 10 سال در خدمت‌شان بودم و حتی یک روز از این برنامه جدا نبودند. <br><br><font color="#3333FF">3. </font>در مواردی که امام حالشان بد می‌شد و درد شدید قفسه صدری به علت کم‌‌خونی عضله قلب غیرقابل تحمل می‌شد و هر فردی که تا به حال این درد را تجربه کرده باشد، می‌داند احساس مرگ دست می‌دهد، ایشان به فرزندشان حاج احمدآقا و دیگر فرزندان توصیه می‌کردند: «از خانم (همسرشان) مواظبت کنید و نگذارید به ایشان بد بگذرد، احترام ایشان را داشته باشید و در خدمت‌شان باشید.» <br></div> text/html 2017-11-04T01:38:28+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات موضع گیری‌ های‌ ‌حضرت‌ امام‌ خمینی(ره) در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/237 <div align="justify">بی‌ شك‌ نقش‌ كلیدی‌ و محوری‌ حضرت‌ امام‌ <font size="1">(ره‌)</font> در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی ‌آمریكا در تهران‌، اولین‌ مساله‌ای‌ است‌ كه‌ باید در جریان‌ بررسی‌ وضعیت‌ و مواضع ‌نیروهای‌ موجود در جریان‌ تسخیر، مورد بررسی‌ قرار گیرد. حضرت‌ امام‌ <font size="1">(ره‌) </font>از آغاز نهضت‌ اسلامی‌، به‌ طور علنی‌ از سال‌ 1341 ه.ش‌ كه‌ با مخالفت‌ با لایحه‌‌ انجمن‌ های ‌ایالتی‌ و ولایتی‌ جلوه‌ ای‌ دیگر یافت‌، همیشه‌ شاه‌ سابق‌ را به‌ عنوان‌ نوكر و دست‌ نشانده‌ ‌آمریكا و عامل‌ اجرای‌ خواسته‌ های‌ آنها در كشور، مورد حمله‌ قرار می‌داد. اوج‌ این‌ مساله ‌را در جریان‌ تصویب‌ قانون‌ كاپیتولاسیون‌ شاهد بودیم‌.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">بر اساس‌ این‌ قانون‌، كلیه‌‌ افراد ارتش‌ آمریكا و وابستگان‌ آنان‌ كه‌ در ایران‌ اقامت‌ داشتند، در برابر قوانین‌ ایران‌ از مصونیت‌ كامل‌ دیپلماتیك‌ برخوردار بوده‌ و در صورت‌ ارتكاب‌ جرم‌، از شمول‌ قوانین‌ ایران‌ معاف‌ بودند و دادگاه‌ های‌ ایران‌ حق‌ بازخواست‌ آنان ‌را نداشتند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">این‌ قانون‌، واكنش‌ فوری‌ حضرت‌ امام‌<font size="1"> (ره‌) </font>را در پی‌ داشت‌، ایشان‌ در سخنانی‌فرمودند: «عظمت‌ ایران‌ از بین‌ رفت‌، استقلال‌ از دست‌ رفت‌، عزت‌ ما پایكوب‌ شد. مگر ما مستعمره‌ هستیم‌؟ مگر ایران‌ در اشغال‌ آمریكاست‌؟... می‌دانید مجلس‌ به‌ پیشنهاد دولت‌ سند بردگی‌ ملت‌ ایران‌ را امضا كرد؟ اقرار به‌ مستعمره‌ بودن‌ ایران‌ نمود».</div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/tafsiraftabr78.jpg" alt="" width="482" vspace="0" border="0" align="bottom" hspace="0" height="416"></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">روند مبارزه‌‌ امام‌ با رژیم‌ شاهنشاهی‌ در سال‌ های‌ بعد و تا پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌،در بهمن‌ 1357 ه.ش‌، نیز مانند گذشته‌ از این‌ خط‌ مشی‌ پیروی‌ می‌كرد. به‌ گونه‌ ای‌ كه‌ایشان‌ در كنار مخالفت‌ با شاه‌ و سیاست‌ های‌ عقب‌ افتاده‌ وی‌، با دولت‌ آمریكا، به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ عامل‌ خارجی‌ حمایت‌ از شاه‌ و محرك‌ وی‌، نیز به‌ شدت‌ مبارزه‌ می‌ كردند.بنابراین‌، تأیید حركت‌ مردمی‌ ـ دانشجویی‌ تسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌ در تهران‌ از سوی ‌امام‌ راحل‌، قابل‌ پیش‌ بینی‌ بوده‌ است‌. زیرا چنین‌ حركتی‌ موجب‌ شد تا علاوه‌ بر استبداد(شاه‌ و رژیم‌ او)، ریشه‌ی‌ استعمار (آمریكا) نیز از كشور كنده‌ شود. با توجه‌ به‌ همین‌ مساله‌، می‌توان‌ دریافت‌ كه‌ چرا امام‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی‌ را انقلابی‌ بزرگتر از انقلاب‌ اول‌ دانسته‌ اند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">امام‌ به‌ دنبال‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و در ماه‌ های‌ منتهی‌ به‌ تصرف‌ سفارت‌، همچنان‌ مواضع‌ ضد آمریكایی‌ خود را حفظ‌ كرده‌ و به‌ تشریح‌ علل‌ مخالفت‌ خود با آمریكا می‌پرداختند. حجة‌ الاسلام‌ محتشمی‌ پور در این‌ باره‌ می‌گوید:</div> text/html 2017-10-26T01:48:54+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات کاپیتولاسیون و سخنرانی جاودانه و افشاگرانه امام(ره) http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/235 <div align="justify">در تاریخ مبارزات انقلابی ملت ایران علیه رژیم ستمشاهی، مقاطعی وجود دارد که بیش از دیگر اتفاقات جلوه کرده که یکی از آنها، سخنرانی افشاگرانه امام درباره کاپیتولاسیون است. پس از پانزدهم خرداد ماه سال ۱۳۴۲ که مبارزات انقلابی ملت ایران را به رهبری حضرت روح الله آشکار کرد؛یکی از رخدادهای تاریخ ساز ۴ آبان ۱۳۴۳ و سخنرانی تاریخی و افشاگرانه امام در قم است.<br><br>آبان ماه سال ۱۳۴۳ هجری شمسی فرا رسیده بود و مردم ایران خود را برای برپایی جشن سالروز میلاد مبارک حضرت<font color="#CC33CC"> فاطمه زهرا</font> (س) آماده می کردند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/tafsiraftabir42.jpg" alt="" hspace="0" height="186" width="488" vspace="0" border="0" align="bottom"></div><div align="center"><br></div>امام مطلع شده بودند که قانونی در مجلس ایران به عنوان قرارداد&nbsp; کاپیتولاسیون به تصویب رسیده است؛ معاهده ای که بر اساس آن، کشوری خارجی در مملکتی دیگر، از بعضی حقوق و امتیازها برای اتباع خود برخوردار می شد که از آن جمله، حق قضاوت کنسولی و اجرای مجازات بود. این معاهده ها غالبا توسط کشورهای زورمند و استعمارگر به ویژه در قرن نوزدهم بر دولتهای ضعیف تحمیل می شد و بر پایه آن قراردادها، اتباع دولتهای استعماری پس از ورود به کشور ضعیف، تحت حاکمیت محکمه های دولت متبوع خودشان باقی می ماندند و دادگاههای آن کشور، حق محاکمه آنها را نداشتند.<br><br>امام وقتی از این مصوبه خفت بار مطلع شدند، اعلام کردند که در سالروز عید میلاد حضرت سیده النساء (س)، با مردم سخن خواهند گفت. البته ماموران رژیم ستمشاهی هم حدس می زدند که امام تصمیم به&nbsp; افشاگری دارد؛ این بود که به بیت امام آمدند تا هشدار لازم را به ایشان ابلاغ کنند؛ اما امام آنها را به حضور نپذیرفت و آنان مطلب خود را با حاج آقا مصطفی در میان گذاشتند و تذکرات احتمالی امام به آمریکا را بدتر از تذکر امام به شاه دانستند!<br><br>چنین شد که چهارم آبان ماه ۱۴۳۴ – که امروز سالگرد آن است – به روزی تاریخی برای تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شد.<br><br>امام سخنان کوبنده خود را اینگونه آغاز فرمودند:</div> text/html 2017-10-23T00:11:23+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات روایت یادگاری از نسل خمینی که بوی شهادت می‌داد http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/234 <div align="justify">نخستین روز از آبان‌ماه، چهلمین سالگرد شهادت <font color="#3333FF">حاج مصطفی خمینی</font> است، «مرگ مشكوكی» كه انقلابیون آن را شهادت نامیدند و مراسم چهلم آن زنجیره‌ای از اعتراضات را رقم زد كه به انقلاب بهمن 1357 انجامید. <br><br>شهید مصطفی خمینی در ۲۱ آذر ۱۳۰۹ در محله الوندیه شهرستان قم در منزل اجاره‌ای متولد شد. به مناسبت نام پدر بزرگ پدری‌اش «شهید سیدمصطفی موسوی» او را نیز مصطفی نامیدند. مصطفی در دامن مادری با تقوا و پدری دانشمند و در محیطی آکنده از معنویت و عرفان رشد کرد. گرچه در بسیاری از رفتار‌های فردی و اجتماعی مانند سایر کودکان بود، ولی گه‌گاه با رفتار و کردارش که از نبوغ و استعدادی سرشار حکایت می‌کرد، دیگران را به شگفتی وا می‌داشت.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/tafsiraftabirm1.jpg" alt="" hspace="0" height="261" width="483" vspace="0" border="0" align="absmiddle"></div><div align="center"><br></div>وی کودکی لاغر اندام ولی شجاع و جسور بود. پس از طی دوران کودکی راهی دبستان شد. تا پنجم ابتدایی در دبستان «باقریه» و «سنایی» قم به تحصیل پرداخت. در چهارده سالگی به تحصیل مقدمات علوم و معارف دینی پرداخت. او دارای نبوغ و هوش سرشاری بود و بدین جهت به سرعت از همردیفان خود پیشی گرفت. در هفده سالگی، پس از پایان دوره مقدمات حوزه، معمم شد.<br><br>حاج آقا مصطفی پس از تلاش فراوان در 27 سالگی به درجه اجتهاد نائل آمد که اجازه اجتهاد او از طرف امام خمینی (ره‌) بود. در دوران تبعید، پس از انتقال از تركیه به عراق‌، در نجف‌اشرف بخشی از وقت خود را به تدریس خارج اصول اختصاص داد. شهید مصطفی خمینی قبل از شروع نهضت امام خمینی (ره) تا حدودی با جریان‌های سیاسی جامعه آشنایی داشت و نسبت به جریان‌های مذهبی همفکری و گرایش داشت. یکی از مؤثرترین تشکل‌های سیاسی و مذهبی، جمعیت فداییان اسلام بود که با تکیه بر مبانی فکری دینی به مبارزات دامنه‌داری از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۴ دست زد.</div> text/html 2017-10-14T03:03:08+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات میزان تروریستی آمریکاست http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/233 <div style="direction: ltr;" align="justify"><div style="direction: rtl;" align="justify">عراق از جرگه تروریستها خارج شد چون سجده کرد به امریکا، و <font color="#009900">ایران</font> وارد شد برای اینکه اعتنای به آنها نکرده، میزان تروریستی همین است پیش آنها و خود آنها مرکز این امور هستند. (9 آذر 1364)<br><br>قد حذف اسم العراق من قائمه القتله لانه سجد لامریکا، وادخلت <font color="#009900">إیران</font> فی القائمه لانها لم تکترث بامریکا، فهذا معیار ومفهوم القتله عندهم وهم انفسهم مرکز هذه الامور. (۱۷ ربیع الاول ۱۴۰۶)<br></div><div align="center"><a target="_blank" href="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/tafsiraftabir.jpg" class="glr"><br></a></div><div align="center"><a target="_blank" href="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/tafsiraftabir.jpg" class="glr"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/tafsiraftabir1.jpg"></a><div align="left"><br></div><div style="direction: ltr;" align="justify">Iraq was erased from the list because it has prostrated before the US;<font color="#009900"> Iran</font> was dubbed terrorist because it did not care a rap for them, this was the criteria in their sight for being branded terrorist, while they are themselves nucleus of terrorists.(30 November 1985)</div></div></div> text/html 2017-09-30T04:30:56+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات امام خمینی و عزاداری امام حسین(ع) http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/232 <div align="justify">در سال 1328 شمسی که برای ادامه تحصیل به شهر مقدس قم آمدم و آیت الله العظمی <font color="#009900">امام خمینی</font> - رضوان الله علیه - را در مجالس عزاداری می دیدم، به تعبیر امروز، «فرهنگ <font color="#FF0000">عاشورا</font>» در نظرم مجسم می شد. امام در بعضی از مجالس سوگواری ائمه اطهار - علیهم السلام - که در مسجد بالاسر حضرت <font color="#CC33CC">معصومه</font> - سلام الله علیها - یا منزل مرحوم آیت الله العظمی بروجردی برگزار می شد، چنان با وقار و آرام می نشستند و گوش به سخنان واعظ یا روضه خوان داشتند که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد.<br><br>امام در آن زمان، استاد سرشناس حوزه و مدرس علوم عقلی بودند. قامت رسا و قیافه جالب و آرامش خاص ایشان طوری بود که چه در راه رفتن و چه در نشستن در مجالس نظر بینندگان را جلب می کرد و کسی را در میان جمع علمای حوزه مانند ایشان نمی دیدیم.<br><br>هنگامی که واعظ به «گریز» می رسید، یا روضه خوان شروع به خواندن روضه می کرد، حاج آقا روح الله خمینی نخستین کسی بود که دستمال سفید و تمیز خود را از جیب درمی آورد و به صورت می گرفت و گریه را سر می داد. اگر تکیه بر دیوار داده بودند، بدون حرکت و تکانی می گریستند و چنانچه خم می شدند، می دیدی که چطور می لرزند و اشک می ریزند و همین که دستمال از صورت برمی گرفتند، صورتی پراشک و چشمانی اشک ریخته را می دیدی که همان نیز دیگران را به گریستن و اشک ریختن در عزای شهیدان کربلا یا ائمه اطهار<font size="1"> (ع)</font> ترغیب می کرد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/emamkhomeini.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="bottom"></div><div align="center"><br></div>اصولاً نشستن امام در مجالس عزاداری و گوش دادن به وعظِ واعظ یا روضه ی روضه خوان حال و هوای خاصی داشت، آرام، ساکت، مؤثر و تمام گوش و چشم بودند، گوش به مطلب و چشم به گوینده داشتند. این طرز نشستن در مجالس سوگواری و آمادگی برای گریستن در عزای امام <font color="#FF0000">حسین</font> - علیه السلام - و شهیدان کربلا را در کمتر عالمی دیده ام: «و ذلک فصل الله یوتیه من یشاء» حتی در یک مورد هم دیده نشد که امام در پای منبر و هنگام سخنرانی واعظ - هر که بود - با ذکر مصیبت ذاکر، با اشخاص پهلو دست خودشان صحبت کنند، زیرا بی احترامی به منبر و منبری بود، بعکس آنچه میان بسیاری از علما مرسوم است، بخصوص علمای نجف که آن را شأنی برای خود می دانستند.<br><br>امام به طرز نشستن در مجالس سوگواری اهل بیت و گوش دادن به وعظِ واعظ یا روضه روضه خوان و گریستن به هنگام شنیدن مصایب شهدای کربلا به همه نشان دادند که «فرهنگ عاشورا» را باید پاس داشت و حریم آن را نگاه داشت.</div> text/html 2017-09-23T06:28:11+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات لذت عبادت در جوانی است http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/231 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/516.jpg" alt="" width="162" vspace="0" hspace="5" height="195" border="0" align="left">قبل از این کسالت اخیر امام ، شبها یکی از برادران پاسدار پشت در اتاق ایشان می خوابید. یک روز از ایشان سؤال کردم شما که مدتی شبها مراقب امام بودید، خاطره‌ای از امام دارید؟ <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">گفت: بله، امام شبها معمولًا دو ساعت به اذان صبح بیدار بودند.<br><br>یک شب متوجه شدم که با صدای بلند گریه می‌کنند ، من هم متأثر شدم و شروع کردم به گریه کردن. وقتی ایشان برای تجدید وضو بیرون آمدند ، متوجه من شدند. فرمودند: <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">(( <font color="#009900">فلانی تا جوان هستی قدر بدان و خدا را عبادت کن ، لذت عبادت در جوانی است آدم وقتی پیر می شود دلش می خواهد عبادت کند ، اما حال و توانی برایش نیست</font>.))<br><br><font size="1" color="#666666">به نقل از: حجۀ الاسلام والمسلمین توسلی - حوزه- شماره ۴۵ </font></div> text/html 2017-09-12T01:55:35+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات امام خمینی (ره) کدام آیه قرآن را از محکم ترین آیات می دانستند؟ http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/230 <div align="justify">یادم می آید <font color="#009900">امام خمینی </font>رضوان الله علیه گاهی در درسشان موعظه می فرمودند ـ معمولا اواخر سال یک جلسه از درس اصولشان را به موعظه اختصاص می دادند و این غیر از درس اخلاقی بود که به صورت هفتگی داشتند.<br><br>یکی از مطالبی که مکرر از ایشان شنیدم این است که می فرمودند: محکم ترین آیه در قرآن کریم این آیه است: «<font color="#CC6600">فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ * وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ</font>: پس هر که هم وزن ذرّه‏ای نیکی کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید و هر که هموزن ذرّه‏ای بدی کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید.»<font size="1"> [1] </font>و به خصوص روی کلمه «یره» خیلی تأکید می کردند. در مقام موعظه می فرمودند که مراقب باشید چیزی را سبک نشمارید. اگر انسان حتی یک گناه را کوچک بشمارد عقوبتش را خواهد دید و خود این گناه در آن عالم به شکل عذاب مجسم می شود. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/1017263.jpg" alt="" width="483" vspace="0" hspace="0" height="233" border="0" align="absmiddle"></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">می فرمودند محکم ترین آیه قرآن که هیچ تشابهی در آن نیست و تأویلی برنمی دارد و مفهوم آن خیلی واضح و قطعی است این آیه است. شاید این تعبیر در روایت هم آمده باشد که محکم ترین آیه در قرآن این آیه است که هر کس سر سوزنی، به اندازه سنگینی یک ذره، خوبی کند آن را خواهد دید و اگر به اندازه سنگینی یک ذره بدی کند، خواهد دید. پس معنای محکم ترین آیه قرآن این است که اگر ـ العیاذ بالله ـ مبتلا به معصیتی شدیم، دیگر برگشت ندارد مگر آن که توبه کنیم تا بخشیده شویم.<font size="1">[2]</font><br><br><font size="1" color="#666666">پی نوشت:<br>[1] زلزال، آیه 7 و 8.<br>[2] سخنرانی آیت‌الله‌ مصباح یزدی در دیدار جمعی از فرماندهان و مدیران ارشد نیروی دریایی در تاریخ 16/09/89. </font></div> text/html 2017-08-30T02:08:52+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات خودتان را به عبادات عادت دهید http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/229 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/0004249.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">یکی از روزها امام به طلاب فرمودند: « سعی کنید تا جوان هستید خصلت های بد در وجودتان ریشه ندواند ، زیرا با گذشت عمر این خصلت ها راسخ می شود و انسان به حالی می رسد که رهایی از دست این خصلت ها امکان پذیر نیست. تا جوان هستید به عبادات و خصلت های خوب ، خودتان را عادت بدهید». <br><br><font color="#3333FF">کمالات معنوی را در جوانی کسب کنید</font><br>امام در بحث مکاسبشان شاید دهها بار تذکر می دادند که همه کارها را اعم از نوشتن ، مطالعه ، تحقیق ، عبادت ، کسب کمالات معنوی و ... را در جوانی کسب کنید و انجام بدهید و از موقعیت استفاده کنید.<br><br><font color="#3333FF">خودتان را نگیرید</font><br>امام تذکر می دادند که مواظب اخلاق و سیرت خود باشید. خودتان را نگیرید و تکبر نکنید.<br><br><font color="#3333FF">سعی کنید در اخلاص عمل</font><br>یک وقت برای تکامل معنوی و تهذیب روح از امام راهنمایی خواستم که با یک جمله کوتاه آنچه را باید، فرمودند و انگشت روی نقطه اصلی نهادند و فرمودند: «سعی کنید در اخلاص عمل».<br><br><font color="#3333FF">کارهای بد را ترک کنید</font><br>در ملاقاتی که به محضر امام رسیدم... عرض کردم حاج آقا مرا نصیحتی بفرمایید. امام با تبسمی شیرین گفتند: « نصیحت » و بعد از آن فرمودند سعی کنید کارهای خوب را انجام بدهید و کارهای بد را ترک کنید.<br><br><font color="#3333FF">تا می توانید به یاد خدا باشید</font><br>به یاد دارم یک بار امام در درس اخلاقی که در قم داشتند، فرمودند: «کسانی که قدم در راه سازندگی خود بر می دارند برایشان گاهی روزنه های نورانیتی پیدا می شود و این روزنه هرچه بیشتر محافظت گردد، بیشتر می شود.» پس از جلسه از امام صؤال کردم برای حفظ این حالت و نورانیت چه باید کرد؟ فرمودند: «آن حالت را باید با ارتباط با خدا و ذکر خدا حفظ نمود. انسان تا می تواند باید به یاد خدا باشد».</div> text/html 2017-08-21T10:46:17+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات خاطراتی شیرین از زندگی امام خمینی (ره) http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/228 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/imam3122721.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">دوستان قدیمی</font><br>یکی از شب ها در حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام، جماعتی از دانشجویان مسلمان اروپا برای دیدار با امام آمده بودند که ظاهر آنها، یک ظاهر ناپسندی در محیط ما بود؛ چه از نظر وضع و قیافه و لباس و چه از نظر طرز برخورد و صحبت؛ اما ما شاهد بودیم که امام به گونه ای با آنان برخورد کرد که گویی با دوستان قدیمی اش نشسته و مشغول صحبت است. آنها آن چنان مجذوب امام بودند که پس از چند دقیقه صحبت، با یک دنیا نیرو، ایمان و امید، از کنار وی برخاستند<font size="1">.1</font><br><br><font color="#3333FF">یک مرجع بزرگ در خدمت چند نوجوان</font><br>زمانی که امام در پاریس بود، اغلب در آن جا می دیدم که او برای 5 یا 6 نوجوان دختر و پسر، جلسه ای ترتیب داده، با آنها صحبت می کند و برای آماده کردن و روشن کردن آنها، وقتی طولانی صرف می کند. گاهی من تعجب می کردم از این که مثلاً یک مرجع بزرگ، نشسته و برای عده ای نوجوان، اوضاع سیاسی را تحلیل و یا اسلام را تشریح می کند.<font size="1">2</font><br><br><font color="#3333FF">می ترسم دردتان بیاید!</font><br>انگشت شست دست حضرت امام مقداری درد داشت. دکتر عارفی، پزشک متخصصی را آورده بود. پزشک مزبور در ضمن سؤال ها و معاینه ها، دو دستش را جلو آورد و گفت: دست های مرا فشار دهید. حضرت امام با لحنی خاص که به هنگام شوخی و طنز به کار می بردند، با ملاحت و شیرینی ویژه ای فرمود: می ترسم دردتان بیاید و به دنبال آن، تبسم زیبا و دل نشینی بر لبان مبارکشان نقش بست.<font size="1">3</font><br><br><font color="#3333FF">این میز را بخور!</font><br>دکتر گفت: برو به امام بگو به خاطر این که کمتر دارو بخورید، باید این یک سیخ کباب را میل کنید. امام فرمود: نمی خورم. به دکتر که گفتم، گفت: به امام بگو برای این که فلان قرص را نخورید، کباب را بخورید. مطلب را به امام گفتم. او یک نگاهی به من کرد و فرمود: این میز را بخور. گفتم: بله آقا؟ فرمود: این میز را بخور. حاج احمد آقا و نوه امام (خانم اعرابی) هم بودند که زدند زیر خنده. خود امام هم خندید و بعد گفتم: آقا من که نمی توانم میز را بخورم. امام فرمود: همان طور که تو نمی توانی این میز را بخوری، من هم نمی توانم هر روز کباب بخورم.<font size="1">4</font><br></div> text/html 2017-08-13T03:10:36+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات مراتب علمی امام خمینی رحمة الله علیه http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/227 <div align="justify">وقتی که امام به نجف آمدند، یک عده تصورشان این بود که امام فردی هستند که تنها اساتید ایران را درک کرده و لذا نباید خیلی ملاّ باشند. ولی وقتی امام درسشان را شروع کردند آنها دیدند بحثهای امام و مبانی ای که مطرح می کنند خیلی قوی است، لذا به تکاپو افتادند که در دفاع از مبانی اساتید موجود در نجف، از مبانی مرحوم نائینی و مرحوم اصفهانی در مقابل مبانی امام استفاده کنند.شک نیست که یک نابغه علمی بوده اند. اکثر کتابهای عرفانی امام مابین سنین 23 تا 30 سالگی ایشان نوشته شده اند و&nbsp; این از نبوغ صددرصد علمی ایشان حکایت می کند و حقیقتاً مایۀ اعجاب است که&nbsp; چگونه کتبی در زمینه مسائل عرفانی و مثلاً «مکتب محی الدین عربی» توسط جوانی با&nbsp; این سن و سال و با آن پختگی نوشته شده اند. برای ما شکی نیست که امام یک نابغۀ&nbsp; علمی بوده اند که در اوان جوانی خود این کتابها را نوشته اند. <font size="1">[1]</font><br><br><font color="#3333FF">در یکی از حجره های صحن حرم تدریس می کردند</font><br>امام به طوری که بعدها روزی از خود ایشان شنیدم، نخست در یکی از حجره های&nbsp; صحن بزرگ حضرت معصومه ـ علیه السلام ـ فلسفه تدریس می کردند و سپس این&nbsp; جلسه های درس را به خانۀ خودشان منتقل کردند.<font size="1"> [2]<br><br></font><div align="center"><font size="1"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/emam128.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="bottom"></font><br></div><br><font color="#3333FF">روایات را می شکافتند</font><br>چندی پیش، امام یکی از کتابهایشان را که در زمینۀ حکمت و عرفان بود، به من&nbsp; دادند تا آن را پاکنویس کنم. این کتاب را در سال 1350 قمری، یعنی حدود 30 ـ 35&nbsp; سالگی نوشته بودند. من با دیدن آن کتاب، واقعاً بر ارادتم به ایشان افزوده شد. کتابی که در آن سنین جوانی نوشته بودند، یک حکیم هشتاد ـ نود ساله هم مشکل بتواند آن را&nbsp; بنویسد. نکات ظریف و لطیفی دارد که باعث تعجب خواننده می شوند. مثلاً مؤلف&nbsp; روایتی را به شکلی معنا کرده بود، ولی ایشان به گونه ای دیگر، که به کل، آن روایت را&nbsp; زیر و رو می کرد، بررسی می نمود. یا مؤلف روایتی را به نفع طایفۀ خود معنا کرده بود و&nbsp; تصور نمی رفت که معنای دیگری هم داشته باشد. ولی امام با بیانی زیبا و در چند خط&nbsp; کوتاه آن را توضیح داده بودند.<font size="1"> [3]</font></div> text/html 2017-08-06T01:47:08+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات آقا میرزا جعفر ، قولاخ ور http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/226 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/e124.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">پایان سال تحصیلی طلاب (خردادماه) بود كه «بحث غیبت» ادامه یافته بود. دوستان از ایشان در همان پایان جلسه درس در مسجد سلماسی تقاضا كردند كه نصیحتی بكنند. بیدرنگ فرمودند: آقا همه اینها كه خواندیم نصیحت بود. این زبانی را كه از اینجا به نجف دراز می‌كنی و غیبت می‌كنی، همین زبان در روز قیامت، ظهور خواهد كرد تجسم اعمال و زیر پای اهل محشر خواهد بود و از روی آن خواهند گذشت (عین الفاظ كه یادم نیست، مضمون همین هاست) با چنان صلابت و یقینی سخن گفتند كه تقریبا همه اهل مجلس زار زار گریستند.<br><br>در جلسات درس حضرت امام گاهی آقای حاج شیخ جعفر سبحانی بیش از حد، اشكال و بگو و مگو می‌كرد، به گونه‌ای كه جلسه مختل می شد. ایشان با شوخی ملیحی می فرمودند: آقا میرزا جعفر، قولاخ ور. چون آقای سبحانی، تبریزی است، با همان زبان تركی به ایشان خطاب می‌كردند.<br><br>هنگام نمازم مغرب در حیاط منزل قدیمی ایشان در یخچال قاضی با مرحوم حاج شیخ عباس گنجی پور برای نماز مغرب حاضر شدیم. امام رضوان الله علیه به نماز مغرب پرداختند و آنچنان دور از قرائت غلیظ، با حضور تام و در عین حال متوسط نماز خواندند كه ما دو نفر پس از نماز به یكدیگر نگریستیم و گفتیم نماز یعنی این. <br><br>یادمان باشد برای ادای حروف از مخارج مثل بعضی نباشیم. ببین این نماز را!<br><br>یك روز عصر، پس از جریان فیضیه و پیش از 15 خرداد در همان منزل یخچال قاضی در اتاقی كوچك، جمعی برای دیدن امام رفته بودیم. حدود سه ربع تا یك ساعت برای ملاقاتها تشریف می‌آوردند. پیرمردی مستمند آمده بود و در ضمن شرح زندگی و ناداری و بیماری همسرش كلامی گفت كه در آن از عنوانی مرسوم اما نامناسب برای همسرش استفاده كرد ... برخی از حاضران از این كلمه لبخند زدند. البته هیچكس در حضور امام جرأت خنده ی آشكار نداشت. امام بیدرنگ در لابه‌لای سخن فرمودند: آن «مخدره» هم....؛ سپس هم دستور كمكی به آن مرد دادند. ما از این تیزبینی و رفع نقیصه فوری از كلام آن مستمند سخت به تعجب افتادیم.<br></div> text/html 2017-07-29T09:46:26+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات امام خمینی (ره) و ضرورت پایداری در برابر مستكبران http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/225 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/4155.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">هدف ادیان الهی برپا داشتن عدالت و تربیت انسان های صالح و مومن است. بر این اساس پیامبران برای ترویج دین و معنویت و گسترش حق و حقیقت و ساختن جامعه ای به دور از ظلم و ستم و تجاوز و جنایت از هیچ كوشش و تلاشی دریغ نكردند. با توجه به اینكه رسالت و اهداف پیامبران با منافع مستكبران، طاغوت ها و زورمداران در تضاد و تعارض آشكار بوده و از سویی به واسطه خوی استكباری مستكبران آنها، همواره خود را برتر از دیگران حتی فرستادگان حق می پنداشتند همواره در برابر آنها ایستادگی و مقاومت نموده و از هیچ ظلم و تعدی و جنایت و فسادی فروگذار نكردند تا به اهداف نامشروع و تمایلات نفسانی و خواسته های ناحق خود نائل گردند.<br><br>قرآن كریم، ایستادگی و تكبرورزی مستكبران و خودخواهان در برابر پیامبران را این چنین بیان می كند: «ولقد اتینا موسی الكتاب و قفینا من بعده بالرسل و اتینا عیسی بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس افكلما جاءكم رسول بما لاتهوی انفسكم استكبرتم ففریقا كذبتم و فریقا تقتلون، <font size="1">(1)</font> ما به موسی كتاب (تورات) دادیم، و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم; و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم; و او را به وسیله روح القدس تائید كردیم آیا چنین نیست كه در هر زمان چیزی برخلاف هوای نفس شما آورده، در برابر او تكبر كردید (و از ایمان آوردن به او خودداری نمودید); پس عده ای را تكذیب كرده و جمعی را به قتل رسانید.»<br><br>شركت پیامبر اسلام در بیش از هفتاد جنگ كوچك و بزرگ در دوران 23 ساله رسالت خویش كه در واقع بسیاری از آنها برایشان تحمیل شد، تماما به مفهوم ایستادگی در برابر مستكبران و قدرتمداران و زورمداران و جائران بوده است، چرا كه مستكبران جهان فقط خود را دیده و برای خویش ارزش قایل بوده و امتیازات ویژه ای را برای خود در برابر دیگران قایل هستند و انتظار دارند كه همگان، در برابر آنها تسلیم و مطیع باشند.<br><br>امام صادق<font size="1"> (ع) </font>در روایتی، مستكبران را چنین معرفی می فرماید: «و من ذهب یری ان له علی الاخر فضلا فهو من المستكبرین؛ كسی كه برای خود بر دیگری امتیاز قایل است، از مستكبران است.»</div> text/html 2017-07-16T09:30:02+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات با امام در محضر قرآن http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/224 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/rohlaah.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">قرآن كریم كه قانون اساسی مسلمانان است، از سوی خداوند، برای هدایت و سعادت انسان ها نازل گردید. «هدی للناس <font size="1">(1)</font>، قرآن هدایت برای مردم است.»<br><br>این كتاب آسمانی از چنان قابلیت و ظرفیتی برخوردار است كه هر فرد به میزان فهم و درك و آمادگی خویش از آن بهره مند می شود و در این سرچشمه نور و هدایت قدم می گذارد و جرعه ای از آن چشمه سار پاك می نوشد و به هر میزان كه انسان بیشتر با نقش خود، مجاهدت و پیكار كرده و ظرف قلب خویش را پاكتر ساخته باشد و به خدای سبحان نزدیكتر شده باشد، زمینه بهره مندی و استفاده كاملتری را از فیض بیكران فراهم كرده است.<br><br><font color="#009900">امام خمینی</font> <font size="1">(ره)</font> كه سال های طولانی به مبارزه با نفس خویش همت گماشت و مراحلی از سیر و سلوك را طی كرد و به معنای واقعی، عبدالهی گردید، ارتباط، انس و مراوده زیادی با قرآن كریم پیدا كرد و یكی از شیفتگان این كتاب انسان ساز شد و به واسطه این ارتباط دائمی با قرآن، بهره های فراوانی از این چشمه سار وحی به دست آورد. ایشان، كلام و عمل خویش را همواره با قرآن و دستورات آن هماهنگ می ساخت و در بیانات و رفتار بدان متمسك می شد. امام از قرآن درس قیام و مبارزه و سازش ناپذیری گرفت چنان كه قیام خویش را با استناد به آیه شریفه 46، سوره سبا «قل إنما اعظم بواحدة أن تقوموا لله مثنی و فرادی، ای رسول، بگو به امت كه من به یك سخن شما را پند می دهم و آن سخن این است كه شما خالص برای خدا، دو نفر دو نفر یا هر یك تنها، قیام كنید.» آغاز كرد <font size="1">(2).</font><br><br>با استشهاد به داستان قیام حضرت موسی در برابر فرعون و نیز حضرت پیامبر اسلام<font size="1"> (ص)</font> در برابر طاغوت ها و مشركین عصر خویش، اقدام به مبارزه علیه ظلم و فساد نمود و به پیروزی رسید.<br><br>امام خمینی <font size="1">(ره)</font>، گرچه آثار مكتوب مستقلی درباره قرآن تالیف كردند ولی در آثار گوناگون و بیانات متعدد خود، اسراری از این كتاب الهی را آشكار ساخته و مطالب ارزنده و ارزشمندی را در ابعاد مختلف قرآن، برای شیفتگان و مشتاقان بیان نمودند كه در اینجا با استناد به برخی بیانات و مباحث ایشان در زمینه قرآن در 5 محور خواهیم پرداخت.</div> text/html 2017-06-30T12:00:54+01:00 tafsiraftab.mihanblog.com عبرات وحدت ملی از دیدگاه امام خمینی(ره) http://tafsiraftab.mihanblog.com/post/223 <div align="justify"><font color="#FF0000"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/117/349080/pic/sa2540.JPG" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">وحدت</font> و وفاق ملی یکی از ضرورت های حتمی جامعه می باشد که در مواجهه با تهدیدات بیرونی و چالش های درونی بهترین راهکاری است که می توان اتخاذ نمود. واژه «وفاق ملی» که امروزه از آن یاد می کنیم به معنی «وحدت» و «یکپارچگی» ملی است و نباید آن را با «یکدستی» و «یکسانی» معادل دانست؛ یعنی «وفاق ملی» را باید در کنار پذیرش اصل اختلاف در جامعه معنا کرد و وجود وفاق را مستلزم قبول اصل اختلاف در جامعه دانست.<br><br>ماهیّت وحدت با توجه به گستره آن در عرصه‏های مختلف، از طرف <font color="#009900">امام خمینی"ره"</font> مبانی خاص داشته است. به همین دلیل این وحدت از وحدت ملّی تا وحدت روشی و عملی و وحدت عرفانی و وحدت امت اسلامی در نوسان است و باید وحدت مورد نظر ایشان را در همان حوزه‏ای كه بدان می‏ پرداخته ‏اند، مورد بررسی قرار داد، نه این كه حكمی كلی در تمام زمینه ‏هایی كه سخن از وحدت آورده ‏اند، صادر كرد. و این همان وحدتی است كه می‏ توان از آن به "وحدت معقول" و یا "وحدت استراتژیك" یاد كرد.<br><br>وحدت گرچه در ادبیات اسلامی كاربرد و نقش اساسی دارد، امّا در ادبیّات سیاسی رایج كمتر مورد بررسی قرار گرفته است و آن‏چه در این زمینه به‏ كار رفته، بیشتر مفاهیمی است كه برتری یك شیوه و یا تفكّر را به دنبال داشته و بیشتر كاربرد خارجی دارد؛ مفاهیمی چون ناسیونالیسم، پان عربیسم، پان تركیسم و... از این دسته به ‏شمار می‏رود، اما مفهوم وحدت در اندیشه‏ ی سیاسی اسلام علاوه بر كاربرد در حوزه داخلی و خارجی، در هر مورد نمود مختلفی دارد. برای مثال وقتی سخن از"وحدت امت اسلامی" به‏ میان می‏ آید، به معنی برداشتن مرزهای جغرافیایی نیست، بلكه به معنی وحدت عمل و درك متقابل در خصوص موضوعات مشترك، حول مصالح اسلامی است.<br><br>از طرف دیگر، وقتی در محیط داخلی سخنی از وحدت به ‏میان می ‏آید، نه ‏تنها به معنی وحدت تفكّر یا سلیقه است، بلكه به معنی وحدت عمل در زمینه‏ ی منافع ملّی، اسلامی و قانون اساسی است؛ چیزی كه امروزه از آن به "وفاق اجتماعی" و یا انسجام داخلی و یا وحدت ملّی یاد می‏ شود. <br><br>از آن‏چه گفته شد، نقش و اهمّیت این مفهوم در پیشبرد اهداف داخلی و خارجی جامعه‏ ی اسلامی مشخص می‏شود. از دیرباز از زمان "سید جمال‏ الدین اسدآبادی" تا زمان امام خمینی"ره"، مفهوم وحدت كاربرد زیادی داشته است. آن‏چه در این‏جا مورد بررسی قرار می‏گیرد، بررسی این مفهوم در اندیشه‏ ی امام خمینی"ره"و بررسی آن در داخل و خارج است.<br><br>از دیدگاه حضرت امام خمینی <font size="1">(ره) </font>در مورد ابعاد و انواع وحدت و اتحاد ملی راهكارهای فراروی نظام اسلامی برای مقابله با چالش های تفرقه آمیز تبییت شده كه به برخی از آنها اشاره می كنیم .</div>